نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ يکشنبه ۲۱ آذر
اِلأَحَّد ١١ ربيع الاول ١٤٣٨
Sunday, December 11, 2016
کد : 671-30324      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۲ دوشنبه ۲۶ اسفند      تعداد بازدید : 96

نمی خواستم به من هم اینگونه نگاه شود


نويسنده وبلاگ من چادرم را دوست دارم در دویست و شصت و چهارمین فراخوان خاطره چی شد چادری شدم نوشت: تا دوره دوم بیرستانم از زندگی چیزی نفهمیدم و در دوران کودکی و نوجوانی سیر میکردم تا اینکه پیش دانشگاهی چادر زدم خیلی راضی بودم احساس امنیت داشتم حتی احساس میکردم در پرتو حجابی که میگیرم نمازهایم رنگ تازه ای به خودشون گرفتند .
اما از جانب خانوادم زیاد تشویق نشدم همشون میگفتن دست و پاگیرت شده و تو قادر به مهار کردن چادر نیستی اونقدر روی من کار کردند تا من سست اراده هم چادر رو کنار گذاشتم .

چندسالی حتی در دوران دانشگاه هم مانتویی بودم . اما گاهی وقتی بیرون میرفتم متوجه نگاه های خاص آقایون و پسرها ، به اندام خانمها میشدم حتی هنوز یادم نرفته که دوتا دختر که گویا توی سن بلوغ هم بودند و ظاهرا حدود14-15سال داشتند ، از مدرسه تعطیل شده بودند و داشتند قدم میزدند از جلوی مغازه ای که صاحب مغازه یه پسرجوانی بود و دم درب کشیک میداد ، رد شدند 
هیچ وقت طرز نگاه مسموم اون پسر جوان یادم نمیره ... همون موقع به خودم گفتم : یعنی منم برم بیرون ... ؟؟؟!!!

واقعا وقتی به این موضوع فکر کنیم که "مریض دلان " حتی از بچه های مدرسه ای ریزنقش که با لباس بی جلوه و بدون زرق و برق مدرسه ، نمیگذرند واااای به حال آنانی که با مانتوهای اندام نما و رنگارنگ بیرون میرن ! 

یه بار هم دیدم یک دخترمانتویی درحال تماشای مغازه های طلافروشی بود ، یک آقای جوانی که همسرش هم باهاش بود در حال دیدن طلاها بودند من  متوجه شدم اون آقا سرش رو برگردونده و داره به پاهای اون دختر (که شلوارلی رنگ روشن و جذابی )پوشیده بود نگاه میکرد . 

من نگاهم رو دزدیدم و با خودم فکر کردم: یعنی منم با شلوار لی برم بیرون ...؟؟؟!!!!

چندباری هم دختران چادری ای رو دیدم که به ظاهرا چادر زده بودند ولی متاسفانه آدابش رو رعایت نمی کردند و خلاصه حتی با چادر حجاب کاملی نداشتند.، ویژگی هاشون : 
چادر رو نازک انتخاب میکنند – موهاشون رو از زیرشال یا مغنعه بیرون میندازن – آرایش می کنند حالا کم یا زیاد – و رفتارشون با نامحرم ها ،گواهی این است که " این حجاب مصلحتی یا اجباری است !! من حجابم فاطمه(س) پسند نیست ! "

خلاصه از طرز نگاه مسموم بعضی آقایون و وراندازکردنشون و ازینکه به من هم به اون دید نگاه بشه احساس انزجار میکردم با اینکه تیپ من تیپی نبود که خیلی اندام نما و یا مانتو با رنگ های زننده باشه بعد هم با دیدن بعضی ها که حتی با چادر هم حجابشون کامل نیست، تصمیم گرفتم دختری باشم که با چادر حجاب کامل داره. ضمن اینکه در درونم علاقه به چادر زدن داشتم و به نظرم پوشش دیگری اینقدر ویژگی های خوب نداره مثلا مانتوی خیلی گشاد و بلند که حجابت باهاش کامل باشه، جلوه قشنگی نداره از طرفی پوشش دهیش ممکنه به پای چادر هم نرسه و چادر ابهتی داره که مانتو نداره به خاطر یکسره بودنش و رنگ مشکی اش و مهم تر اینکه حجاب بی بی دوعالم حضرت زهرا سلام الله علیها است .

همان موقع که تصمیم گرفتم چادر بخرم ، مقدمات سفر به مشهد جور شد خیلی فوری و یکدفعه ای ...

به مشهد مقدس رفتم و از امام رضا علیه السلام خواستم به من چادری هدیه بدهد . وقتی به بازار رفتیم به چادر فروشی رسیدیم من قدم 155 هست و همیشه ه روقت خریدی میکنم باید از زیرش کوتاه کنم تا مناسب قدم بشه . اون روز وقتی به فروشنده گفتم یه چادربهم بدید اولین چادری که برام اورد رو سرم کردم ، دیدم که انگار برای خودم دوخته بودند مامانم که همراهم بود ، میگفت از همه نظر اندازه منه . 

چادر رو با بهترین قیمت نسبت به مشابه های خودش خریدم . تصمیم گرفتم چادرم رو متبرک به بارگاه مقدس علی بن موسی الرضا کنم و به یاری حق موفق شدم و از همان موقع چادری شدم.

این بار پدر و مادرم استقبال کردند و خوشحال شدند پدر و مادر هستند دیگه ، دوست دارند فرزندشون دستش به حرارتی نسوزه ، چه برسه به آتش جهنم ! 

از بین سایر اعضا خانواده بعضیها کنایه ... بعضیا سرزنش ... بعضیا هم ممتنع ... و دردآورتر اینه ازین میترسیدم که فکر کنند من چادرم را مصلحتی انتخاب کردم ازینکه دیگران اینجوری فکرکنند خیلی میترسیدم و هنوز هم میترسم اما تسلیم نمیشوم چون دوستش میدارم چادرم را 

مهم اینه که می دونم راه صحیحی رو انتخاب کردم .

ناگفته نماند که وقتی خیلی کوچیک بودم به مشهد رفتیم با چادر نمازم به حرم رفتم و یکی از خادمین امام رضاعلیه السلام جلوی من خم شد گفت : آفرین چه دخترخوبی که چادر زدی و از توی جیبش ، جانماز و مهری از تربت پاک امام حسین علیه السلام به من هدیه داد .و آن حس خوب از کودکی تا به حال همیشه همراهم بود.

همینجا خدا رو شاکر هستم و ممنون عبدصالحش ، آقاعلی بن موسی الرضا علیه السلام که این چادر رو به من هدیه دادند .

باچادر حس امنیت و آرامشی بهم دست میده وصف نشدنی ... 

حالا چادرمن سنگر من است ... محافظم است در برابر تَرکش های مسموم ...  وهیچ گاه تسلیم نمیشود ...! 

امیدوارم که من و تمام چادریها رفتارمان به گونه ای باشد که شایسته این حجاب برتر باشد رفتاری فاطمه زهرایی (س) پسند ان شاءالله ....



منبع: http://newspool.ir/fa/ndt/5081001/نمی-خواستم-به-من-هم-اینگونه-نگاه-شود
نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha