نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ شنبه ۲۰ آذر
اِسَّبِت ١٠ ربيع الاول ١٤٣٨
Saturday, December 10, 2016
کد : 671-27361      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۲ شنبه ۱۷ اسفند      تعداد بازدید : 236

روانشناسی رنگ در بازاریابی و برندسازی

روانشناسی رنگ در بازاریابی و برندسازی ؛ روانشناسی رنگ یکی از جالب ترین و جنجالی ترین جنبه های بازاریابی است. دلیل این امر چیست؟ بیشتر مکالمات امروز در مورد رنگ ها و جذبه آن

روانشناسی رنگ، تصورات غلط در مورد روانشناسی، رنگ

روانشناسی رنگ یکی از جالب ترین و جنجالی ترین جنبه های بازاریابی است. دلیل این امر چیست؟ بیشتر مکالمات امروز در مورد رنگ ها و جذبه آن، احساسات، شواهد داستان گونه و تبلیغاتی را دربرمی گیرد که در مورد «رنگ و ذهن» ادعاهای فراوانی را مطرح می کنند.

برای متعادل کردن این روند و علاج درست عنصری جذاب از رفتار انسان، تحقیق معتبری در مورد تئوری رنگ و جذابیت های آن صورت گرفته است که جزئیات آن را می خوانیم.

تصورات غلط در مورد روانشناسی رنگ

چرا در مورد روانشناسی رنگ گفت وگوهای زیادی صورت می گیرد؛ اما داده های حقیقی زیادی برای توسعه آن وجود ندارد؟

همان طور که این تحقیق نشان می دهد، دلیل این امر آن است که عواملی مانند اولویت شخصی، تجربیات، تربیت، اختلافات فرهنگی، فضا و غیره معمولا اثر رنگ ها را محو می کند. بنابراین ایده هایی مثل اینکه در طیف رنگ، زرد از نظر روانشناسی شادترین رنگ محسوب می شود، اشتباه است.

اهمیت رنگ ها در برندسازی

ابتدا باید به مساله برندسازی بپردازیم که یکی از مهم ترین مسائل، مربوط به درک رنگ ها و حوزه ای است که بسیاری از مقالات با این موضوع مشکلات شان را در آن مطرح می کنند. برای دسته بندی واکنش مصرف کننده به رنگ های مختلف تلاش های متعددی صورت گرفته است. مثلا رنگ زرد در لوگوی شرکت ها نشانه خوش بینی، وضوح و گرمی؛ رنگ نارنجی نشانه دوستی، خوشحالی و اطمینان؛ رنگ قرمز نشانه هیجان، جوانی و جسارت؛ رنگ بنفش نشانه خلاقیت، قوه تخیل و هوش؛ رنگ آبی نشانه اعتماد و قدرت؛ رنگ سبز نشانه صلح، رشد و سلامت و در نهایت رنگ نقره ای نشانه تعادل، خنثی بودن و آرامش است.

اما واقعیت موضوع این است که رنگ به شدت به تجربیات شخصی وابسته است تا اینکه آن را به احساسات خاص در سطح جهان معنی کنیم. باید گفت الگوهای پیام دهی گسترده تری را می توان در مفاهیم رنگی پیدا کرد. به عنوان مثال، رنگ ها نقش قابل توجهی در خرید و برندسازی دارند. محققان در تحقیقی با عنوان «اثر رنگ در بازاریابی» دریافتند که بیش از

۹۰ درصد قضاوت های شتابزده در مورد محصولات می تواند فقط به رنگ مربوط باشد (با توجه به اینکه چه محصولی را می خرید).

با توجه به نقش رنگ ها در برندسازی، نتایج مطالعاتی مانند «اثرات تعاملی رنگ ها» نشان می دهد ارتباط بین رنگ ها و برندها به تناسب موجود در رنگی بستگی دارد که برای یک برند خاص مورد استفاده قرار می گیرد؛ یعنی آیا رنگ مورد استفاده با آن چیزی که برای فروش گذاشته شده، تناسب دارد یا نه؟

تحقیق دیگری به نام «قرمز مهیج و آبی باکفایت» نیز تایید می کند که قصد خرید به شدت تحت تاثیر رنگ ها است؛ چون رنگ ها بر چگونه دیده شدن برند اثر دارند. این یعنی رنگ ها به مصرف کننده می گویند «شخصیت» یک برند را چگونه ببینند.

تحقیقات دیگری هم نشان داده مغز ما برندهای قابل تشخیص را ترجیح می دهد که این موضوع بر اهمیت رنگ هنگام ایجاد هویت برند تاکید می کند. بنابراین بسیار مهم است که برندهای جدید هنگام طراحی رنگ لوگوی خود از تمایز آن با رقبا اطمینان حاصل کنند (مثلا اگر رقبا از رنگ آبی استفاده کرده اند، رنگ بنفش شما را متمایز خواهد کرد).

هنگام انتخاب رنگ درست، پیش بینی واکنش مشتری به تناسب رنگ با محصول، بیشتر از خود رنگ اهمیت دارد. در نتیجه، بین استفاده از رنگ و احساس مشتری از شخصیت یک برند، ارتباطی واقعی وجود دارد.

هر یک از رنگ ها به طور وسیعی با ویژگی های خاص مطابقت دارند (مثلا رنگ قهوه ای با محکم و زمخت بودن، بنفش با ظرافت و فرهیختگی و قرمز با هیجان شناخته می شود). اما تقریبا همه مطالعات آکادمیک در مورد رنگ ها و برندسازی به شما می گویند خیلی مهم است که رنگ های برند شما، به جای رعایت قانون ترکیب رنگ های کلیشه ای، هویتی را که می خواهید به تصویر بکشید، تایید کنند.

این اظهار نظر رایج اشتباه را که «سبز به معنی آرامش است» در نظر بگیرید. این مفهوم اشتباه است، چون گاهی اوقات رنگ سبز برای برندسازی سایت زیست محیطی تیمبرلند استفاده می شود و در موارد دیگری این رنگ در فضای پولی و مالی سایت

Mint.com مورد استفاده قرار می گیرد و در دو حالت تاثیر بسیار مثبتی دارد. یا رنگ قهوه ای ممکن است برای فضای معرفی یک جنس محکم (مثل سایت محصولات چرمی Saddleback Leather) مناسب باشد؛ درحالی که در موقعیت دیگری برای ایجاد گرمی یا برانگیختن احساسات یا تحریک اشتها (مثل هر تبلیغ بازرگانی که در مورد شکلات دیده اید) هم می تواند به کار گرفته شود.

نتیجه نهایی: برای انتخاب رنگ برند نمی توان مجموعه قواعد ساده و مشخصی تعیین کرد، اما انتخاب رنگ به طور حتم باید مورد توجه قرار بگیرد. احساس، خلق و خو و تصویری که برند شما ایجاد می کند، نقش مهمی در برانگیختن احساسات دیگران ایفا می کند. بدانید رنگ ها فقط زمانی روی کار می آیند که بتوانند با هویت مطلوب یک برند مطابقت داشته باشند (به عبارت دیگر، استفاده از رنگ سفید برای القای علاقه شرکت اپل به طراحی ساده و تمیز). بدون در نظر داشتن چنین مفهومی، ترجیح دادن یک رنگ به رنگ دیگر معنی ندارد و نمی توان اثبات کرد که مثلا رنگ نارنجی در کل دنیا بیشتر از رنگ نقره ای خریدار دارد.

جنسیت و انتخاب رنگ

یکی از بهترین بررسی ها در مورد رابطه رنگ و جنسیت، تحقیق «تخصیص رنگ» جو هالوک است. داده های هالوک نشان دهنده اختلاف سلیقه های جنسیتی در انتخاب رنگ ها است. مهم است اشاره کنیم که محیط افراد – و به خصوص ادراک فرهنگی آنها – نقش مهمی در دیکته کردن تناسب رنگی برای جنسیت ها ایفا می کند که این موضوع به نوبه خود می تواند بر انتخاب های فردی اثر بگذارد. یافته های هالوک در مورد رنگ های مورد علاقه مردان و زنان در نمودارهای زیر نشان داده شده است.

مهم ترین نکته در این تصاویر، برتری رنگ آبی در علاقه مندی ها و اختلاف در علاقه به رنگ بنفش در هر دو گروه است. زنان رنگ بنفش را در لیست رنگ های مورد علاقه خود قرار دادند، اما مردان تقریبا هیچ علاقه ای به این رنگ نداشتند. تحقیقات دیگر در مورد ادراک رنگ ها و اولویت انتخاب آنها، نشان می دهد در مورد سایه ها، ته رنگ ها و رنگ های اصلی، مردان رنگ های تند را ترجیح می دهند، درحالی که زنان بیشتر رنگ های ملایم را دوست دارند. همچنین مردان بیشتر به سایه رنگ علاقه دارند (رنگ هایی که مشکی به آنها اضافه شده)، درحالی که زنان ته رنگ ها را ترجیح می دهند (رنگ هایی که سفید به آنها اضافه شده).

بنابراین هنگام انتخاب رنگ اصلی برندتان این اطلاعات را در ذهن داشته باشید. با توجه به این تفاوت سلیقه ها، اینکه عمده خریداران شما مرد یا زن هستند، اهمیت دارد.

هماهنگی رنگی در وب سایت های تجاری

اصل روانشناسی «اثر انزوایی» می گوید وقتی یک قسمت متمایز از قسمت های دیگر به نظر می رسد، بیشتر در ذهن می ماند. از نظر ترکیب رنگی، این یعنی ساختار بصری. وب سایت های تجاری شما باید به گونه ای باشد که از رنگ های نزدیک به هم در زمینه استفاده کنید سپس برای قسمت هایی که مشتری باید اقدامی انجام دهد یا روی گزینه ای خاص کلیک کند، از رنگ های متضاد و با کنتراست شدید استفاده کنید. به عنوان مثال، یک وب سایت تجاری گزینه «همین حالا شروع کنید» را یک بار به رنگ سبز و یک بار به رنگ قرمز قرار داد. بازدیدکنندگان، ۲۱ درصد روی رنگ قرمز بیشتر از رنگ سبز کلیک کردند. این به این معنی نیست که رنگ قرمز قدرتی جادویی دارد که افراد را به انجام اقدامی تشویق می کند، بلکه بررسی دقیق این سایت نشان می دهد بیشتر رنگ های زمینه آن به رنگ سبز تمایل داشتند و رنگ قرمز (که در طیف رنگ مکمل سبز است) کنتراست بصری شدیدی را ایجاد کرده است.

شکلاتی بهتر از قهوه ای

اگرچه رنگ های مختلف احساسات مختلفی را القا می کنند، اما اسامی آنها هم می تواند مهم باشد. یک نظرسنجی در این مورد نشان می دهد وقتی از شرکت کنندگان خواسته شد محصولاتی را بر اساس اسم رنگ شان ارزیابی کنند (مثل محصولات آرایشی)، رنگ هایی که اسامی فانتزی داشتند بیشتر مورد توجه بودند. به عنوان مثال، شرکت کنندگان شکلاتی را بیشتر از قهوه ای دوست داشتند. بنابراین محصولاتی که رنگ آنها با اسامی خاص و غیرمتعارف شناخته می شود، انگیزه خرید را بالا می برند. مثلا آب نبات هایی که عنوان «رنگارنگ» دارند، بیشتر از آب نبات های زرد لیمویی انتخاب می شوند. این اثر در کالاهای غیرخوراکی مانند پیراهن هم وجود دارد.



منبع: http://newspool.ir/fa/ndt/5043386/روانشناسی-رنگ-در-بازاریابی-و-برندسازی
نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha