نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ شنبه ۲۰ آذر
اِسَّبِت ١٠ ربيع الاول ١٤٣٨
Saturday, December 10, 2016

  قرار است در فاز دوم هدفمندی ، هر کس درآمدی کمتر از یک عدد خاص داشته باشد ، یارانه بگیرد و کسانی که بر مبنای آن عدد ، توانایی مالی شان به حدی است که نیازمند 44500 تومان نیستند ، یارانه نگیرند.

اما یک نکته ای که تا کنون درباره آن ، تصمیمی اتخاد و یا حداقل اعلام نشده ، این است که این عدد کدام است؟ معمولاً هم از یک عدد مبنا صحبت می شود و حتی نظرسنجی صدا و سیما نیز راجع به این بود که رقم این درآمد چه باشد؟

اگر قرار باشد یک عدد برای درآمد تعیین شود ، باید از همین الان فاز دوم هدفمندی را نامطمئن توصیف کرد.
بنابراین به تصمیم گیران فاز دوم توصیه جدی می شود، در تعیین عدد میزان برای دریافت یا عدم دریافت یارانه ، چند نکته کلیدی و راهبردی را باید مد نظر داشت:

1 - رقم درآمدی در شهرهای بزرگ باید با شهرهای کوچک و متوسط متفاوت باشد. کسی که در تهران ، تبریز ، اصفهان و نظایر آن زندگی می کند ، هزینه هایی به مراتب بیشتر از کسی دارد که در یک شهر 25 هزار نفری کوچک زندگی می کند.

اولی اگر ماهانه صد هزار تومان کرایه حمل و نقل یا پول بنزین ندهد ، نمی تواند حتی به سر کارش هم برود ولی برای دومی هر روز با چند قدم پیاده روی یا با یک مسیر اتوبوس ، می تواند به سر کار برود بازگردد و همین طور است در خصوص اکثر هزینه های دیگر.
بنابراین ، قاعدتاً باید رقم میزان برای شهرهای بزرگ ، متفاوت از بقیه شهرها باشد.

 

2 - هزینه زندگی در روستاها ، به مراتب پایین تر از شهرهاست و لذا ، باید بین مناطق شهری و روستایی نیز قائل به تفکیک شد. البته ممکن است به منظور حمایت از روستاییان برای اقامت در روستا، این تفکیک را در نظر نگرفت.

3 - تعداد اعضای خانواده نیز فاکتور بسیار مهمی است. طبیعتاً یک خانواده دو یا سه نفری ، بسیار کم هزینه تر از خانواده ای است که پنج یا شش نفر نان خور دارد.

4 - درآمد سرپرست خانواده نباید ملاک باشد بلکه درآمد کل خانواده ، ملاک عمل باشد. خانواده ای که با درآمد پدر خانواده اداره می شود ، در شرایط برابر ، درآمد کمتری دارد نسبت به خانواده ای که دو یا چند نفرشان شاغل اند.

5 - بین مستأجران و مالکان باید تفاوت قائل بود زیرا در شرایط برابر ، خانواده های مستأجر ، نیاز بیشتری نسبت به مالکان دارند.

شاید بتوان به این لیست موارد دیگری را افزود؛ مهم این است که اگر قرار است ملاک و میزانی در میان باشد ، با یک عدد کلی نمی توان قضیه را تمام شده تلقی کرد و باید گروه بندی هایی را انجام داد و برای هر گروه عددی را در نظر گرفت.

نکته بعدی به "خوداظهاری" مرتبط است. این که دولت ، تشخیص نیازمند یارانه بودن یا عدم نیاز را بر عهده خود مردم گذاشته ، رویکرد بسیار مبارک و محترمانه ای است که می توان به عنوان یک الگو در مسائل دیگر نیز تکرار و به یک فرهنگ تبدیل شود.

اما ممکن است برخی افراد از این اعتماد ، سوء استفاده کنند و برغم عدم نیاز ، خود را مستحق دریافت یارانه معرفی کنند.
آسیبی که این افراد می رسانند ، تنها به مبلغی که ماهانه می گیرند محدود نمی شود بلکه فراتر از آن ، مانعی که در راه اعتماد سازی در سطح جامعه ایجاد می کنند ، آسیب رسان است.

بنابراین ، باید در عین اعتماد به مردم ، در برابر سوء استفاده کنندگان نیز قاطع بود و ضمانت اجراهایی نیز در نظر گرفت. مثلاً اخذ جریمه های سنگین از کسانی که اطلاعات نادرست وارد کرده و پول گرفته اند یا نظایر آن.

در برخی کشورهای پیشرفته که به خاطر شفاف سازی های مالیاتی ، افراد باید اموال خود را اعلام کنند ، دولت بر اساس اعتماد به مردم ، نظام مالیاتی اش را تنظیم می کند ولی اگر ثابت شود کسی مالی داشته و اعلام نکرده ، آن را به عنوان جریمه به نفع عمومی در اختیار می گیرد. یا در برخی کشورها ، کسانی که برای دریافت کمک های دولتی ، ثبت نام می کنند ، از دریافت وام های با رقم بالا ، کارت بازرگانی و ... محروم می شوند.

اشتباه نکنید! این جرائم و محدودیت ها ، هدف مالی ندارد بلکه به این خاطر است که اصل اعتماد که جامعه بر آن بنیان نهاده شده ، به خاطر زیاده طلبی برخی افراد خدشه دار نشود زیرا سرمایه اجتماعی ، بسیار بسیار ارزشمندتر از دلار و یورو و هر واحد پولی دیگر است.