نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ جمعه ۱۹ آذر
اِجُّمعَة ٩ ربيع الاول ١٤٣٨
Friday, December 09, 2016
کد : 621-26536      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۲ چهارشنبه ۱۴ اسفند      تعداد بازدید : 284

دنیای ناشناخته ی نوزادی

تفاوت های خلقی نوزادان ، از همان بدو تولد ، به راحتی قابل مشاهده است . برخی از کودکان ، موجوداتی بی دردسر هستند و عده ای دیگر جسور و گستاخند

تفاوت های خلقی نوزادان ، از همان بدو تولد ، به راحتی قابل مشاهده است . برخی از کودکان ، موجوداتی بی دردسر هستند و عده ای دیگر جسور و گستاخند . برخی از آنان ، به آسانی پستان به دهان می گیرند و برخی دیگر تحریک پذیرند و با یک بار مکیدن ، سینه را رها کرده و جیغ و داد به راه می اندازند و نمی توان به راحتی آرام شان کرد . برخی ، کم تر از دیگران تحمل گرسنگی را دارند و گروهی نیز مشکلات کمی را در خوردن نشان می دهند .

 


تعدادی از آنان بسیار فعال اند و دائما دست ها وپاهای خود را حرکت می دهند وگروه دیگری نیز هستند که بسیار آرامند.
از نظر نیاز به محبت نیز تفاوت هایی در اطفال مشاهده می شود . به ویژه بعد از سال اول که تمایل به استقلال و منفی گرایی در آنان آشکارتر می شود . می بینیم که برخی از کودکان در برابر ماندن در "پارک کودک " مقاومت می کنند و بیشتر از یکی دو هفته در آن نمی مانند در حالی که گروهی دیگر ماه ها در آن می مانند و به راحتی به بازی مشغول می شوند.
کودکان از نظر میزان احتیاط در برابر عوامل محیطی و نزدیک شدن به آن ها نیز با یکدیگر تفاوت دارند . برخی بیشتر از دیگران می ترسند و برخی دیگر نیز بدون ترس به هر موقعیتی نزدیک می شوند
میزان تمرکز حواس در اطفال نیز متفاوت است . هنگامی که والدین از روش های سخت و غیر قابل انعطاف فرزند پروری استفاده می کنند ، برخی نسبت به این تفاوت ها بی اعتنا می مانند و بنابراین ، باید انتظار داشته باشیم که مشکلاتی در روابط آنان با فرزندانشان به وجود آید.
پژوهشگران جهت تاثیر خلق و خوی نوزادان بر رفتارهای بعدی آنان ، تصمیم به انجام یک مطالعه ی طولی گرفتند . در این پژوهش ، آنان با والدین اطفال ، یک بار در 2 ماهگی ، بار دیگر در 6 ماهگی، و بار سوم در یک سالگی به مصاحبه پرداختند و پرسش هایی را در مورد رفتارهای جزئی آنان مانند رفتار در هنگام حمام کردن ، تعویض پوشک و یا تجربه ی مزه غذای جدید مطرح ساختند ، پرسش ها از این جهت در مورد رفتار اطفال در موقعیت های خاص مطرح شده است که تا آن جا که می شد نگرش والدین در مورد طفل را مشخص کند.

این پژوهشگران ، بار دیگر ، زمانی که کودک به مدرسه می رفتند آنان را مورد مشاهده ی مستقیم قرار دادند و یا از معلمان شان در مورد رفتارهای ایشان سئوالاتی پرسیدند و سرانجام ، هنگامی که به سن 16 سالگی رسیدند ، یک بار دیگر ، آنان و والدین شان را به صورت جداگانه مورد مصاحبه قرار دادند . اطلاعات گردآوری شده از منابع مختلف روشن ساخت که تفاوت های افراد در خلق و خو ، در 9 جنبه قابل تشخیص است و این جنبه ها از مرحله ی طفولیت تا کودکی و نوجوانی تداوم خواهد داشت.

این 9 جنبه عبارت بودند از :
سطح فعالیت : برخی از نوزادان بسیار فعال و پرانرژی بودند . آنان در هنگام خواب در تختخواب خود بسیار وول می خوردند ، لگد می زدند و یا در هنگام پوشیدن لباس به دور خود می چرخیدند . برخی دیگر از نوزادان ساکت و آرام بودند.

چرخه بدنی : در برخی از نوزادان زمان احساس گرسنگی ،خواب یا دفع ، منظم بود . در حالی که در دیگران این زمان ها نامنظم و غیر قابل پیش بینی می نمود.
روی آوردن و اجتناب : برخی از کودکان به راحتی به سوی سایر افراد و اشیای تازه می رفتند . اسباب بازی جدید را می گرفتند و به روی چهره های جدید لبخند می زدند . برخی دیگر از غذاها یا چهره های جدید روی برمی گرداندند.
کودکان بی دردسر معمولا خوشحال اند و با ذوق و شوق به سوی چیزهای تازه روی می آورند ، واکنشی نسبت به ناراحتی ها یا محرومیت های ملائم نشان نمی دهند و اغلب اوقات خواب و خوراک منظمی دارند
سازش پذیری : برخی از نوزادان در مکان های جدید به راحتی به خواب می رفتند و یا با ذوق و شوق به انجام تجربه های جدید می پرداختند . بعضی دیگر نیز در برابر تغییر در وضعیت روزمره مقاومت می کردند و وقت زیادی می برد تا با شرایط جدید سازگار شوند.

آستانه ی واکنش : برخی از اطفال بسیار تحریک پذیرند و نسبت به هرگونه صدا یا علامتی در محیط خود حساس هستند . در حالی که تعداد دیگر نسبت به صدای رعد و برق یا خیس شدن پوشک بی تفاوتند.

شدت واکنش : برخی از اطفال در هنگام تعویض پوشک جیغ و داد می کردند و یا در هنگام گرفتن ناخن به صورت خود چنگ می انداختند و آن را کبود می کردند . بعضی دیگر به هنگام زدن آمپول نیز گریه نمی کردند.

سرحال بودن : بعضی از کودکان معمولا خوشحال بودند و دل و دماغ خوبی داشتند و عده ای دیگر حتی زمانی که مادر آنان را در بغل گرفته بود و تکان می داد هنوز ناراضی به نظر می رسیدند.

حواس پرتی : حواس بعضی از اطفال به راحتی جذب اشیا یا وقایع تازه می شد . در حالی که حواس گروهی دیگر تمرکز داشت و به آسانی پرت نمی شد . گروه اول اولین کسانی بودند که می شد گریه شان را با صدایی که از تکان دادن یک جغجغه ایجاد می شد متوقف کرد، اما گروه دوم تا رسیدن به درخواست خود ، گریه می کردند.

فراخنای توجه و تداوم آن : برخی از اطفال می توانستند چندین دقیقه با پدر ، مادر و یا اسباب و اثاثیه آشپزخانه به بازی مشغول شوند در حالی که عده ای دیگر به سرعت از یک فعالیت به فعالیت دیگر می پریدند.
کودکان کند واکنش و نیازمند به راه انداختن برای آشنایی با افراد ، مکان ها یا اشیای جدید به مدتی وقت نیاز دارند. آنان واکنش کمی نسبت به اشیا نشان می دهند و برنامه خواب وخوراک نامنظمی دارند . اما زمانی که با اشیا یا افراد آشنا می شوند از بودن با آن ها لذت می برند
یافته های پژوهشگران نشان داد که با توجه به همانندی این جنبه ها می توان آن ها را با یکدیگر تلقین نمود و سه الگوی وسیع تر خلق و خو را مطرح کرد و گروه های مختلف اطفال را بر اساس خلق و خوی آنان بدین شرح طبقه بندی نمود :

کودکان بی درد و سر: این گروه از کودکان معمولا خوشحال اند و با ذوق و شوق به سوی چیزهای تازه روی می آورند ، واکنشی نسبت به ناراحتی ها یا محرومیت های ملائم نشان نمی دهند و اغلب اوقات خواب و خوراک منظمی دارند . می توان گفت که 70 درصد از کودکان به این گروه تعلق دارند.

کودکان کژخو : این گونه اطفال هر چیزی را سخت می گیرند . اغلب گریه می کنند، برنامه منظمی از نظر خواب و خوراک ندارند ، با افراد و اشیای جدید به دشواری سازگار می شوند و معمولا خلق پایینی دارند . می توان گفت که در حدود 10 درصد از کودکان چنین وضعیتی دارند.

کودکان کند واکنش و نیازمند به راه انداختن: این کودکان برای آشنایی با افراد ، مکان ها یا اشیای جدید به مدتی وقت نیاز دارند. آنان واکنش کمی نسبت به اشیا نشان می دهند و برنامه خواب وخوراک نامنظمی دارند . اما زمانی که با اشیا یا افراد آشنا می شوند از بودن با آن ها لذت می برند. می توان گفت 15 درصد از کودکان به این گروه تعلق دارند.

کودکان با این ویژگی ها، در همه ی خانواده ها ، صرف نظر از طبقه اجتماعی – اقتصادی ، سبک پرورش فرزند و یا جنسیت دیده می شوند.
از اولین هفته های تولد، نوزادان سبک های ویژه ای برای پاسخگویی دارند . برخی بسیار آرام و راحت هستند و بودن با دیگران را دوست دارند و در هنگام تنهایی نیز به مکیدن انگشت خود یا پتو مشغول می شوند . در مقابل، برخی دیگر ناراحت و فعالند و به زودی تحریک می شوند و هرگونه مهار بدنی آنان را ناراحت می کند . برخی در هنگام تنهایی با مکیدن شست یا انگشت به آرام کردن خود می پردازند و برخی دیگر را سایرین باید آرام کنند . اطفال فعال ، احساسات خود را با جیغ و داد و فریاد ابراز می کنند و از چیزهای تازه و شور و هیجان لذت می برند در حالی که کودکان آرام به اطراف نگاه می کنند و تحرک کمی از خود نشان می دهند.
طفل « کژخو» نیز ممکن است با مادری بیشتر جور باشد که دوست دارد بچه ای داشته باشد که بتواند به خوبی عرض اندام کند و به آسانی تسلیم شرایط موجود نشود . اما همین کودک می تواند در مادری که از اذیت و آزار بیزار است ایجاد مشکل کند
البته باید دقت نمود که خلق اطفال چیزی نیست که نشود آن را تغییر داد . همراه با رشد ، روش های ابراز خلق و خوی کودکان و همین طور احساسات والدین نسبت به آنان تغییر می کند . تاثیر ویژگی های خلقی برمشکلات رفتاری یا رفتارهای سالم در آینده ، بستگی دارد به این که تا چه اندازه آن رفتارها مطابق با اهداف والدین ، ارزش ها و انتظارات آنان و یا سبک های رفتاری شان باشد . به نظر می رسد که اطفال « بی درد سر» با برخی از مادران و اطفال « کژخو» با برخی دیگر جور می شوند . مثلا ممکن است طفل « بی دردسر» به مادری که اطمینان از شیوه فرزند پروری خود ندارد ، اطمینان خاطر بیشتری بدهد .
طفل « کژخو» نیز ممکن است با مادری بیشتر جور باشد که دوست دارد بچه ای داشته باشد که بتواند به خوبی عرض اندام کند و به آسانی تسلیم شرایط موجود نشود . اما همین کودک می تواند در مادری که از اذیت و آزار بیزار است ایجاد مشکل کند . برخی از مادران ممکن است از کودک کند واکنش متنفر باشند . مادران بی حوصله و آشفته ، به جای این که طفل را به مرور با افراد ، اشیا و وقایع جدید آشنا کنند تا از آن ها لذت ببرد ، فشارهای زیادی بر وی وارد می آورند که اوضاع را بدتر می کند .

کودکی که میل به بغل شدن ندارد ، مادری که اولین فرزند خود را به دنیا آورده است و شوق بغل گرفتن کودک خود را دارد ، ناراحت می کند . این گونه مادران دچار احساس بی کفایتی می گردند . در مقابل ، برخی نوزادان برای رشد متعادل ، نیاز به تماس جسمی و نوازش دارند و مادرانی که علاقه به بغل کردن طفل نداشته باشند ، با گروه اول بهتر کنار می آیند .
هر چند هنوز نیاز به پژوهش های بیشتری در مورد توافق تمایلات مادر و فرزند داریم اما نیک می دانیم که هر مادری ، نمی تواند مادر خوبی برای هر کودکی باشد.
مادر خوب ، کسی است که بتواند خود را با نیازهای فرزندش هماهنگ نماید.

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha