نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ شنبه ۲۰ آذر
اِسَّبِت ١٠ ربيع الاول ١٤٣٨
Saturday, December 10, 2016
کد : 613-26528      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۲ چهارشنبه ۱۴ اسفند      تعداد بازدید : 188

مادراگراین گونه میبود

مراقب کودک خود باشید ،خیلی ظریف است

بنیانگذار روانشناسی انسان گرایانه، آبراهام مازلو، به بیان یک نظریه پرداخته است که آنرا نظریه انگیزشی می نامند. گفته شده که این نظریه در بحث آموزش و پرورش، تاثیر بسیاری داشته است.

 


نظریه مازلو مبنی بر ایناست که ارضای نیازها، مهم ترین اصل زیربنای رشد است. به نظر وی، مهمترین خصلت انگیزش و تنها اصلی که علایق متنوع انسان را به یکدیگر پیوند می دهد، گرایش به نیاز جدید و بالاتر است که با ارضای نیازهای پائین تر، ظهور پیدا می کند.
این بدان معناست که وقتی نیازهای اولیه انسان همچون نیاز به ایمنی، ارضا شد، نیازهای دیگر از قبیل نیروهای انگیزاننده، جایگزین آنها می شوند. چون انگیزه انسان از نیازهای او نشات می گیرند، انسان دررفتار خویش، به ارضای نیازهایش گرایش دارد.

به عقیده مازلو هفت حس اصلی به عنوان نیازهای اساسی در انسان می باشند که عبارتند از:
نیازهای جسمانی، ایمنی، تعلق خاطر و عشق، احترام، خودشکوفایی، درک کردن و زیبایی شناسی.

مازلو اینطور می گوید که چهار نیاز اولیه، نیازهای کمبودی هستند چون زمانی که در انسانها کمبودی به وجود می آید مثل کمبود غذا و یا کمبود احساس ایمنی و امنیت، احساس کمبود عشق و محبت و یا فقدان احترام، برانگیخته می شود تا نیاز خود را تامین کنند. مازلو سه نیاز بعدی را نیازهای وجودی می خواند و معتقد است که افراد وقتی برای ارضای این سه نیاز برانگیخته می شوند که به نیازهای کبودی شان، پاسخ گفته شده باشد. نکته مهم این است که نیازهای وجودی نه به دلیل کمبود، بلکه به علت علاقه ی اساسی انسان ها به خودشکوفایی، دانش و زیبایی برانگیخته می شوند.
به نظر می رسد در طرحی که توسط مازلو مطرح شده است، یک اصل اساسی وجو دارد و آن این است که به طور کلی نیازهای انسان، باید در مسیر خود حرکت کنند. آنچه مهم است اینکه در این فرایند به شکل سلسله مراتبی حرکت کنند. یعنی در هر مرحله همان نیاز باید تامین شود و این اتفاق باید زمانی رخ دهد که هنوز نیاز مرحله بعدی، برانگیخته نشده است. مثلا تا زمانی که نیاز به حس امنیت و ایمنی در انسان تامین نشود، نیاز به تامین احساس عشق و محبت ایجاد نمی شود.
این نظریه در اغلب موارد در رابطه با دانش آموزان به کار گرفته شده است. یعنی معلمان و مربیان مدرسه از دوران ابتدایی باید همه توان خود را به کار گیرند تا نیازهای کمبودی دانش آموزان را تامین کنند. چرا که این موجب می شود تا در دانش آموز، انگیزه درونی برای کسب دانش پدید آید. هرچند قدرت و توانایی معلمان دراین حد نیست که بتوانند نیازهای کمبودی دانش اموزان را در محیط خانه و خانواده، هم تامین کنند.محبتی که یک کودک نیاز دارد از جانب خانواده خود دریافت کند، هیچگاه در محیط مدرسه قابل تامین نیست.
آنچه مسلم است اینکه ریشه مشکلات اخلاقی و رفتاری در اغلب موارد به دوران کودکی و نوجوانی افراد مربوط می شود و اگر نیازهای افراد در این سنین به طور دقیق و مناسبی مورد توجه باشد و نسبت به تامین آنها، برنامه ریزی خاصی صورت گیرد، فرزندانی با شخصیت های معتدل و منطقی، خواهیم داشت
اما چنانچه محیط مدرسه و نحوه برخورد معلمان، مناسب و صحیح باشد، می تواند به نیازهای مربوط به کمبود دانش آموزان، تا حد زیادی پاسخ داده شود. آنچه مهم است توجه به این که چطور می توان نیازهای کمبودی کودکان را جبران کرد. نکته مهمتر این است که چرا این نیازهای کمبودی ایجاد می شوند و چه چیز را موجب می شوند؟
آنچه مهم است یافتن پاسخی مناسب برای این مسئله است. اینکه باید به تامین نیازهای کودکان پاسخ داد و نکته مهمتر، رعایت مراحل مختلف ایجاد و ارضای این نیازها می باشد. یعنی باید توجه داشت که نیازهای یک کودک در هر مرحله از رشد او، متفاوت است و باید به گونه ای خاص ارضا شود. این نکته بسیار مهم است و باید در درجه اول، مورد توجه والدین و در درجه دوم مورد توجه معلمان ومربیان مدرسه باشد. اگر توجه لازم نسبت به این مسئله وجود داشته باشد، مراحل رشد شخصیت کودکان به طور صحیح و شایسته ای جلو می رود و موجب می شود تا فرزندانی با اختلالات روحی و شخصیتی نداشته باشیم.

آنچه مسلم است اینکه ریشه مشکلات اخلاقی و رفتاری در اغلب موارد به دوران کودکی و نوجوانی افراد مربوط می شود و اگر نیازهای افراد در این سنین به طور دقیق و مناسبی مورد توجه باشد و نسبت به تامین آنها، برنامه ریزی خاصی صورت گیرد، فرزندانی با شخصیت های معتدل و منطقی، خواهیم داشت.
همانطور که مازلو(روانشناس)بیان کرده است باید نسبت به هفت نیاز و احساس اساسی خصوصا در کودکان، توجه کرد. در قدم اول توجه به نیازهای جسمانی کودک بسیار مهم است. کودک موجودی ناتوان است و نیاز دارد تا توجهی همه جانبه نسبت به او وجود داشته باشد. در مرحله بعد تامین احساس امنیت کودک بسیار مهم است. این احساس توسط والدین به کودک القا می شود و در مراحل بعدی توسط مربیان مدرسه تکمیل می شود. نیاز بعدی کودک، نیاز به تعلق خاطر داشتن و عشق و محبت است که برای کودکان امری حیاتی محسوب می شود. نیاز بعدی احترام است. نگه داشتن حرمت کودکان بسیار مهم است و آنها کاملا متوجه این موضوع می شوند. چنانچه این نیازها به درستی و به ترتیب در کودکان تامین شوند، نیاز های دیگری همچون خودشکوفایی، درک کردن و حس زیبایی شناسی در انها ظهور و بروز پیدا می کند. پس مراقب احساسات و نیازهای فرزندانمان باشیم.

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha