نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ يکشنبه ۱۴ آذر
اِلأَحَّد ٤ ربيع الاول ١٤٣٨
Sunday, December 04, 2016
کد : 671-25780      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۲ دوشنبه ۱۲ اسفند      تعداد بازدید : 153

ماجرای سه زن آمریکایی و درس های آن برای ما ایرانی ها+عکس

فرماندار ایالت اوهایو هفته گذشته برای سخنرانی سالانه خود از این سه زن دعوت کرد و با حضور این سه زن در کنار خود نطق سالانه خود را ایراد کرد. فکر می کنید چرا؟!

 عصر ایران - شاید برای تبلیغات باشد و شاید برای عوام فریبی ، اما جبران ظلم و ستم ناروا حتی آمیخته با هر نیت پس پرده ای هم که باشد، باز زیبا و شایسته است .

   امسال خبر جنجالی سه زن آمریکایی در رسانه های جهان منتشر شد: سه زن آمریکایی در خانه ای به مدت 10 سال از سوی یک مرد به بردگی گرفته شده بودند و خانواده هایشان گمان می بردند آنها ناپدید یا کشته شده اند.

این سه زن از سوی "اریل کاسترو" یک مرد 52 ساله 10 سال مورد شکنجه و تجاوز قرار گرفته بودند و در خانه ای در شهر کلیولند ایالت اوهایو در حالی که با زنجیر بسته نگهدای می شدند، به اسارت گرفته شده بودند.

در نهایت یک روز ، یکی از این سه زن موفق شد از خانه فرار کند و به پلیس زنگ بزند و آدرس محل نگهداری شان را بدهد و این گونه بود که خبر پیدا شدن 3 زن که به صورت برده در یک خانه به مدت یک دهه به اسارت گرفته شده بودند تبدیل به مهم ترین سوژه رسانه های آمریکایی و یکی از مهم ترین سوژه های رسانه ای سال گذشته میلادی (2013) شد.

نکته  و درسی که ما به عنوان جامعه ایرانی باید از این واقعه بیاموزیم نحوه واکنش جامعه آمریکا پس از پیدا شدن این سه زن و تلاش آنها برای جبران ستم هایی است که به آنها رفته است.

برای نمونه " جان کاسیچ" فرماندار ایالت اوهایو هفته گذشته برای سخنرانی سالانه خود ( فرماندارها نیز در آمریکا همچون روسای جمهور نطق سالانه برای مردم ایالت دارند که به آن "state of the state" گفته می شود) از این سه زن دعوت کرد و با حضور این سه زن در کنار خود نطق سالانه خود را ایراد کرد. فکر می کنید چرا؟!



قضیه نیاز به توضیح بیشتری ندارد ؛ چون این سه زن قربانی اهمال یک جامعه بوده اند و بابت این اهمال 10 سال از بهترین دوران عمر و زندگی خود را با شکنجه روزانه سپری کرده اند.
به طور مشخص در پرونده این سه زن ، گفته شده همسایه های مرد متجاوز بارها به پلیس درباره مشکوک بودن خانه او گزارش داده بودند ، اما پلیس ایالتی به دلیل اهمال کاری و یا قصور و یا هر دلیل دیگری به وظیفه خود به درستی عمل نکرده بود ، چون اگر عمل می کرد این سه زن را زودتر می یافت.

بگذاریم و بگذریم و تنها به یک نکته پند آموز از این حکایت و حکایت های مشابه بسنده کنیم. ستم باید جبران شود و همان گونه که تک تک شهروندان در قبال خودشان، خانواده شان و جامعه شان مسئولیت دارند ، روح جمعی جامعه نیز در قبال سرنوشت تک تک شهروندان مسئول است.

در ماجرای سه زن زندانی در ایالت اوهایو ، جامعه آمریکا پس از کشف این حادثه تلاش کرده است دردهای آنان را به نوعی التیام بخشد ، رسانه ها از این سه زن دعوت کرده و می کنند تا سرنوشت خود را بازگو کنند، انجمن ها به نوبه خود همین کار را می کنند و تک تک شهروندان با ابراز همدردی با این سه زن تلاش دارند ستم رفته به آنها را جبران کنند و آنها را به زندگی عادی بازگردانند ، چرا که تک تک شهروندان "مسئولیت اجتماعی" دارند و همین مسئولیت اجتماعی است که  ما انسان ها را به یکدیگر پیوند می دهد و کلیتی به نام " ملت " و حتی فراتر " جامعه بشری" را می سازد.

متاسفانه جامعه ما در سال های گذشته به نحو کم سابقه  و بارزی از احساس مسئولیت اجتماعی فاصله گرفته است. از نهادهای مسئول حکومتی گرفته تا تک تک شهروندان ، وقتی حادثه ای پیش می آید همه به جای اینکه به فکر کمک کردن و پیدا کردن بهترین راه برای کاهش آلام قربانی حادثه شوند، بیش و پیش از آن به دنبال پیدا کردن دوربین موبایل برای عکس و فیلمبرداری ، تجمع  بی مورد و پیدا کردن توجیه برای ارایه گزارش حادثه و فرافکنی اند.

گویی احساس مسئولیت اجتماعی مرده است؛ وقتی در خیابان حادثه ای اتفاق می افتد نباید به سادگی از کنار آن رد شد و باید احساس مسئولیت کرد  و در صورت لزوم با مجریان اعمال قانون برای انجام وظیفه شان همکاری کرد و مانند شهروندی مسئول عمل کرد.

جامعه و شهروند یک کلیت یکپارچه اند و اشکال در هر کدام از آنها به دیگری نیز سرایت می کند. نمی توان در یک جامعه بیمار تن به ساحل سلامت داد و سرخوش بود از این که " امواج توفان تلاطم ها به ما نمی رسد" ؛ تجربه ثابت کرده است تلاطم یک جامعه متشنج و مشکل دار دیر یا زود به اشکال گوناگون به همه می رسد و تک تک شهروندان از اثرات زیان بار و مخرب آن آسیب می بینند.

برای اینکه چنین نشود باید احساس مسئولیت داشت و به موقع دردها را التیام بخشید و ضعف ها را گفت و جبران کرد و نگذاشت زخم ها به کینه و کینه به نفرت و نفرت به انتقام و انشقاق بکشد.
 شاعر بزرگ" سعدی" اشعار خود  را تنها برای شعار دادن و نوشتن پشت اسکناس  نسروده است، این شاعر گران قدر اشعار پند آموز خود را برای نسل خود و نسل های آتی ایران زمین و جامه عمل پوشیده شدن سروده است؛ و چه زیبا سروده است :

بنی آدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضو ها را نماند قرار


منبع: http://newspool.ir/fa/ndt/5021416/ماجرای-سه-زن-آمریکایی-و-درس-های-آن-برای-ما-ایرانی-ها-عکس
نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha