نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ شنبه ۱۳ آذر
اِسَّبِت ٣ ربيع الاول ١٤٣٨
Saturday, December 03, 2016
کد : 610-25224      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۲ يکشنبه ۱۱ اسفند   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۲ يکشنبه ۱۱ اسفند    تعداد بازدید : 200

نكات ريز همسرداري

همسرداري

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

راز عشق در این است که رابطه تان را مانند یک باغ ،با محبت تزیین کنید . بذر علاقه ها و

عقیده های تازه بکار که به زیبایی بروید .

ضمناً فراموش نکن که باغ را باید هرس کرد ،

مبادا غنچه های گل پوشیده از

علف های هرزه ی عادت ها شود .

برای آن که عشق همواره با طراوت بماند ،

باید به آن مثل هنر ، خلاقانه نگاه کرد .

 

 

 

انسان همیشه نیازمند و تشنه ی محبت است

 

انسان هر قدر هم که بزرگ باشد چه از نظر سن و ثروت ، مقام و جایگاه اجتماعی ، باز از تنهایی گریزان است . احتیاج به دوست صمیمی و مونسی یک رنگ دارد که علاقه ی خود را برای کسی که دوستش دارد صرف کند . به ظرط آنکه طرف مقابل هم واقعاً او را دوست داشته باشد .

زوجین باشد سعی کنند این نیاز را  برطرف کنند یعنی از نظر دوستی نیز یکدیگر را تامین کنند .

در فضای محبت معادلات و معیارها به طور کلی دگرگون می شود و انسان به جهت ساختمان روحی خود مثل یک ماهی است که در رودخانه ی محبت نشاط می یابد و رشد می کند . سختیها و تلخیها ، دردها و بیماریها ، مرض ها ، در اینجا جلوه ی دیگری دارند : گویی محبت اکسیری است که اگر به سخت ترین مشکلات زده شود آن را راحت و زیبا می کند .

انسان تشنه ی محبت است . اگر آب زلال محبتی از جام محبی نوشید با تمام وجود به او علاقه مند می شود و چون تشنه است ، اگر آب شیرین و زلال ننوشید به آب شور بسنده می کند .

برای همسرتان آب شیرین و گوارایی باشید از محبت ، و غذای لذیذ و خوشمزه ای از محبت تدارک ببینید تا مشتاقانه به سوی خانه آید . نه آب شور و غذای بد طعمی باشید که به ناچار وقتی گرسنه و تشنه است به قدر رفع نیازش استفاده کند .

بعضی زن و شوهرها به قدری با یکدیگر صمیمی بودند که در پایان عمر اگر یکی از  آن دو زودتر جان می داد بلافاصله دیگری هم از دنیا می رفت .

 

محبت آتشی بر جانم افروخت             که تا صبح قیامت بایدم سوخت

چو بیرون آری از آبش بمیرد             محبت را ز ماهی باید آموخت

 

 

شناخت روحیات همسر

 

اولین گام برای ایجاد شناخت یکدیگر و روحیات طرفین است . برای شناخت یکدیگر باید از عقل و هوش و درایت خویش استفاده کرد ، چون هر انسانی در شرایط خاص خود به سر می برد . چه زن و چه مرد ، روحیات او در اثر خانواده و اجتماع و مدرسه و ... به اشکال مختلف شکل گرفته است .

این همسر عاقل و بصیر است که باید در رهگذر زندگی همسر خود را درک کند مثلا یک بانوی با ذکاوت سعی نمی کند غذایی درست کند که خودش دوست دارد و همسرش از آن متنفر است ، همین روش راباید در تمامی مسایل زندگی پیاده کند و این احتیاج به شناخت همه جانبه از همسر دارد . باید با تدبیر عقل خویش درک کند که همسر از چه چیزی خوشحال می شود و یا ناراحت می شود ؟ نسبت به چه کسانی و یا چه کارهایی علاقه مند است ؟ چه وقت خسته است ؟ چه وقت باید با او صحبت کرد و چه صحبتی کرد ؟ نیازهای خانواده رادر چه شرایطی باید با او بیان کرد ، چه زمانی باید از او گله کرد ؟ و چگونه باید از او گله کرد ؟ به عنوان مثال یک نمونه را ذکر می کنیم .

هرگاه خواستید از همسرتان چیزی را درخواست کنید نباید فقط دنبال رسیدن به مقصود خود باشید ، این کار شما مناسب محیط خانواده نیست ، مثلاً اگر برای خودتان یا فرزندانتان نیاز به تهیه ی لباس دارید ، شوهر شما وارد منزل مس شود ، بدون در نظر گرفتن موقعیت ، شروع می کنید به درخواست کردن ، و چه بسا که با عکس العمل تند او ، گرچه نابجاست ، روبرو می شوید و ممکن است کدورت ایجاد شده سبب پاره شدن رشته ی محبت خانواده شود . یک بانوی عاقل می داند که هنگامی که شوهرش خسته به منزل می آید وقت درخواست کردن از او نیست ، باید به شوهر رسیدگی کند ، از او پذیرایی کند تا خستگی روزمره ی او تمام شود . سپس در فرصت مناسب بگوید . اگر برایتان مقدور است نیاز به لباس داریم ، اگر برخورد منطقی باشد شوهر برایش مقدور هم نباشد به هر شکلی آن را تهیه می کند .

 

اشتباه همسر

 

برخی  از همسران فکر می کنند اگر خواسته ی خویش را با تحمیل و سر سختی به دست آورند زیرک و موفق هستند و بسیار در اشتباهند . شخصی برای خرید قند به مغازه ای رفته بود ، صاحب مغازه که سنگ ترازوی او از گل پخته بود ، مقداری در ترازو گذاشت و رفت که قند را بیاورد .

خریدار که به خوردن گل (gel)  عادت داشت ، فرصت را غنیمت شمرد و  از گل ترازو می خورد . صاحب مغازه هم متوجه نشد و با آن گلها قند را کشید و تحویل خریدار داد . خریدار نادان خوشحال از این که زرنگی کرده و صاحب مغازه را فریب داده و از گل او خورده است از مغازه بیرون آمد و غافل از اینکه کم شدن گل موجب کم شدن قند او شده است و به خود ضرر زده است .

همسری که خوشحال است از اینکه با سختی و ناراحتی به خواسته ی خود رسیده است ، با به دست آوردن آن خواسته سنگ زیرین زیندگی که همان محبت و علاقه است ، به یک خواسته خویش فروخته است . محبتی که از قند شیرین تر است فروخته و گل آلوده ای را که با ناراحتی به دست آورده است خریده است

 

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha