نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ سه شنبه ۱۶ آذر
اِثَّلاثا ٦ ربيع الاول ١٤٣٨
Tuesday, December 06, 2016
کد : 671-17292      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۲ سه شنبه ۱۵ بهمن      تعداد بازدید : 145

کی​گفته بخت، فقط بخت اوله؟!

ازدواج نقش مهمی در زندگی هر فرد​ دارد، چرا که با ازدواج، زن یا مرد وارد مرحله جدیدی از زندگی می‌شوند اما زمانی که صحبت از ازدواج دوم پیش می‌آید، هر شخصی بنا به

کی​گفته بخت، فقط بخت اوله؟!

بخت اول،ازدواج،ازدواج دوم

ازدواج نقش مهمی در زندگی هر فرد​ دارد، چرا که با ازدواج، زن یا مرد وارد مرحله جدیدی از زندگی می‌شوند اما زمانی که صحبت از ازدواج دوم پیش می‌آید، هر شخصی بنا به موقعیت و نگرش خود، این مقوله را تعبیر و تفسیر می‌کند. افراد در رابطه با ازدواج دوم نگرش خاص خود را دارند که بی‌ارتباط با تجربه‌ها و موقعیت‌هایشان نیست.

ازدواج دوم نیز مانند اغلب پدیده ها تیغ دو لبه ای است که اگر بدرستی انجام بشود، نتایج سازنده ای دارد و اگر بدون حساب و کتاب باشد، پیامدهای ناگواری خواهد داشت. آنچه مهم است توجه به این نکته اساسی است که ازدواج دوم، ویژگی ها و محدودیت های خاص خود را دارد و لازمه پایداری آن، توجه به بعضی نکات است که در ذیل به آن خواهیم پرداخت .

چرایی ازدواج دوم

یکی از انگیزه هایی که می تواند در اقدام به ازدواج دوم موثر باشد، ناتوانی در اتکا به خود برای اداره و گذران یک زندگی است. در واقع زنان و مردانی که بدون وجود و حضور همسر تحمل وضع موجود برایشان مشکل است و توانایی تطابق خود را با تنهایی ندارند، سریع تر به ازدواج دوم اقدام می کنند. وابستگی عاطفی و روانی به جنس مخالف به نحوی که شخص بعد از طلاق یا فوت همسر ناتوان از تحمل تنهایی موجود باشد، از دلایل بسیار مهم ازدواج دوم است.

معمولا افراد به دنبال از دست دادن همسر به صورت طبیعی تا مدتی قادر به سازگاری با وضع​ موجود نیستند، اما برخی زنان و مردان بلافاصله اقدام به ازدواج دوم می کنند که باعث مشکلاتی در زندگی آنها خواهد شد. از دیگر انگیزه های اقدام به ازدواج دوم نیاز جنسی است. فردی که همسر خود را از دست می دهد و زندگی مجردگونه را آغاز می کند، نظم گذشته رفتار جنسی اش را از دست می دهد. محرومیت و ناکامی جنسی یکی از اموری است که لازم می شود فرد در مواجهه با تنهایی با آن کنار بیاید و خود را با آن سازگار کند​ چرا که نیاز جنسی فرد گاهی باعث می شود وی بدون محاسبه و فقط به منظور رفع نیاز خود اقدام به ازدواج دوم ​ کند و این تصمیم مشکلات بسیاری را بعد از ازدواج برایش ایجاد خواهد کرد.

ترمیم رابطه، بعد از مرگ همسر

از دست دادن همسر، تنش زیادی در زندگی همسر بازمانده ایجاد می کند. او پس از مدتی بشدت احساس تنهایی می کند و در اینجاست که افراد حامی می توانند مانع احساس انزوای او شوند. پس لازم است فرد مصیبت دیده به ترمیم رابطه های خود بپردازد. اولین رابطه ای که باید ترمیم شود، رابطه ای است که به انسان از همه نزدیک تر بوده است. بعد از سال ها زندگی مشترک، دو همسر به علت وابستگی و رابطه متقابل، به هویتی مشترک دست می یابند و مرگ یکی از آنها خلأ بزرگی برای دیگری ایجاد می کند.

دومین رابطه ای که باید ترمیم شود، دوست داشتن دیگران است. همسر مصیبت دیده می تواند با خانواده اش ارتباط متعادل و موثر برقرار نماید، با دوستان خود رفت و آمد کند و حتی با ارائه کمک های داوطلبانه به غریبه ها به آنان نیز یاری برساند.

سومین رابطه ای که باید ترمیم شود این است که فرد پس از فوت همسر باید سعی کند انرژی لازم را برای حفظ روابط گذشته صرف کند. اغلب افراد پس از فوت همسر به طور طبیعی علاقه خود را به دنیای بیرون از خود از دست می دهند و این بی علاقگی می تواند اطرافیان را از تلاش برای آغاز رابطه یا حتی ادامه رابطه بازدارد.

فردی که همسر خود را از دست می دهد، باید توجه کند که بعد از فوت همسر مصاحبت با فرزندان نمی تواند به تنهایی همه نیازهای عاطفی او را برآورده سازد. والد تنها باید خود را وادار سازد که از خانه خارج شود و با دیگران معاشرت کند، حتی اگر غم و اندوه مانع این کار شود. او باید کارهای لازم را برای حفظ روابط فعال​ با دیگران انجام دهد تا به انزوای اجتماعی دچار نشود.

وابستگی زیاد​ مانعی برای ازدواج دوم

یکی از مواردی که می تواند مانعی بزرگ بر سر راه ازدواج دوم باشد، وابستگی بیش از اندازه ای است که در برخی موارد میان فرزندان و یکی از والدین بویژه مادر ایجاد می شود. بعضی وابستگی های بیش از اندازه والد و فرزند، پس از جدایی یا مرگ همسر روی می دهد. این نوع وابستگی ها، به واسطه کمبودهایی است که فرزند به علت نبود یکی از والدین تجربه کرده است. همچنین در بعضی موارد یکی از والدین سعی می کند با تلاش بیشتر جای خالی پدر یا مادر را پر کند، به همین علت، نوعی وابستگی بیش از اندازه میان والد و فرزند ایجاد می شود.

فرزند وابسته به جای تکیه بر توانایی خود به پدر یا مادر وابستگی نامتعارف پیدا می کند و همین مساله مانع رشد توانمندی فرزند می شود و در ادامه وابستگی اش بیشتر می شود. مسلما وابستگی والد و فرزند طبیعی است و در میان تمامی موجودات وجود دارد، اما در بعضی موارد این وابستگی ها بیش از حد معمول است و همین امر باعث می شود چنانچه یکی از والدین شرایط مناسبی برایش فراهم گردد تا اقدام به ازدواج دوم کند، قادر به انجام چنین کاری نباشد.

واقعیت های ازدواج دوم

اول این که درک کنید زن و مرد برای تغییر خصوصیات، ارزش ها یا عادت های طرف مقابل ازدواج نمی کنند. اینها جنبه های تقریبا لایتغیر شخصیت هر فرد است که نیازمند احترام، پذیرش و تحمل است. اگر برای تغییر طرف مقابلتان اصرار کنید، این موضعگیری را طرد کردن تلقی می کنند. دوم این که بپذیرید در هر ازدواجی بعضی خصوصیات، ارزش ها و عادت های طرفین هماهنگ نیست. واقعیت این است که دو نفر همیشه با هم فرق دارند. این ناهماهنگی ها گاهی باعث برخورد بی دلیل می شود ​ و اصطکاک ناشی از این ناسازگاری بر رابطه تاثیر می گذارد. اگر فرزندی هم از هر یک از دو طرف در این میان باشد، برخورد ها شدیدتر خواهد شد. سوم قبول کنید که در ازدواج دوم برای حل اختلاف بر سر فرزندان، تفاوت ها را درک کنید. آن گاه با مذاکره به توافقی دست پیدا کنید که هر دو آن را قبول دارید.

ازدواج مجدد همراه با فرزندان تغییری چالش بر انگیز​ خواهد بود چرا که غریبه بودن اعضای جدید سبب بروز ناآرامی می شود. ازدواج مجدد بخصوص زمانی که فرزندانی در میان باشند، مانند بسیاری از تغییرات زندگی اگر اصولی در آن رعایت نشود، مشکل ساز خواهد شد. برای مادر و پدر ناتنی، زندگی خانوادگی بعد از ازدواج مجدد شاید آن گونه نباشد که آرزویش را داشته اند. در ازدواج دوم افراد باید درباره یکدیگر بیاموزند و با هم کنار آیند.

متعادل رفتار کنید

در ازدواج مجدد برای حفاظت از رابطه محبت آمیز، افراد باید چنان با هم پیوند داشته باشند که در وجوه مشترک مهم با هم سهیم باشند و نیز جدایی کافی از هم داشته باشند تا فردیت خود را محفوظ نگه دارند. اگر زوجین بیش از حد با هم باشند، ممکن است دیگر زمان و مکانی برای خودشان باقی نماند. اگر هم بیش از حد جدا باشند، تماس و زمان با هم بودن را از دست می دهند و در هر دو صورت احساس تنهایی می کنند. صحبت کردن سبب می شود طرفین در ازدواج مجدد تعادلی ظریف میان جدایی و با هم بودن ایجاد کنند .

در این نوع ازدواج بخصوص وقتی فرزندانی هم حضور دارند به دلیل تفاوت ها و اختلاف هایی که وجود دارد باید از طریق صحبت کردن مشکلات را حل کنیم و اختلافات را​ امکان خلق یک رابطه بدانیم و تفاوت هایی را که نمی توانیم تغییر دهیم، باید تحمل کنیم و بیاموزیم در زمان، جا، منابع، روابط، اهداف و مسئولیت ها شریک شویم.

نکته مهم این است که در نظر داشته باشیم زمانی که دو فرد متفاوت به عنوان زن و مرد یا دو خانوار مجزا با یکدیگر ترکیب می شوند، ابتدا چه اتفاقی می افتد. هم خانه شدن یک آغاز است. این کار به اعضای خانواده ناتنی اجازه می دهد خود را با تفاوت ها سازگار کنند، به این ترتیب که یاد بگیریم در زندگی روزانه خود «برای یکدیگر جا باز کنیم.»

رهنمودهای زیر را به​کار​گیرید

پدر و مادرها از همان ابتدا باید قوانینی برای خانه تعیین کنند که خودشان درباره آن توافق داشته باشند و سپس، این قوانین را برای بچه ها توضیح دهند.

حرفتان را بزنید. شما به عنوان پدر یا مادر جدید باید درباره رفتاری​ که دوست ندارید اطرافیان با شما داشته باشند ​​صحبت کنید. اگر ناراحتی های کوچک جمع و به کوهی تبدیل شود، برای هیچ کس مفید نیست و به شما حس قربانی بودن و مثل قربانی عمل کردن می دهد.

توانایی ارتباط صادقانه مهارت بسیار با ارزشی است. در روابط​ هیچ جایگزینی برای بیان افکار وجود ندارد؛ بویژه در روابط خانواده های ناتنی.

در تربیت فرزندان همسرتان ثابت قدم و قابل اعتماد باشید. این کار به بچه ها پیام می دهد که به اندازه کافی به آنها توجه دارید.

وقتی اشتباه می کنید، بپذیرید و معذرت خواهی کنید. این کار باعث می شود الگوی خوبی برای بچه ها باشید و بیانگر آن است که واقعا به احساساتشان توجه می کنید.

اگر فرزندی شما را طرد کرد یا رفتار بدی داشت دلگیر نشوید. این نوع رفتار به خاطر شما نیست، بلکه به خاطر موقعیت است.

سعی کنید رفتار منفی یک فرزند ناتنی را به دل نگیرید؛ بویژه این رفتار اگر بلافاصله بعد از دیدار با والد دیگر بروز پیدا کند.

مسائل و احساسات خود را پنهان نکنید و اجازه بدهید فرزند ناتنی تان درباره خودش با شما صحبت کند.

در صورت مشاجره همسرتان با فرزندش بی طرف بمانید و با در نظر گرفتن هر دو طرف، آرامش را برقرار سازید.

به یاد داشته باشید بچه ها بچه هستند و بزرگسالان مسئولند که رابطه موثری با بچه ها برقرار کنند نه بالعکس.

اگر مادرخوانده هستید، به یاد بسپارید

اگر فرزند ناتنی دارید، تفاوت ها را بپذیرید و به آنها احترام بگذارید.

قبل از آن که سوءتفاهم ها به صورت آتشفشان در آید و به مشکلات بزرگ تر تبدیل شود، درباره مسائل به صورت شفاف صحبت کنید.

در نظر داشته باشید شما فقط می توانید رفتار خود را کنترل کنید. وقتی اطرافیان کنترل خود را از دست می دهند نباید مانند آنان عمل کنید.

سعی نکنید مانند قربانی رفتار کنید. همیشه نقش فعال داشته باشید و منفعل عمل نکنید.

به جای آن که فکر کنید فرزند همسرتان را دوست دارید یا نه، نسبت به وی منصف باشید.

از پدر به عنوان واسطه استفاده نکنید. با فرزند ناتنی به صورت مستقیم صحبت و مشکل را حل کنید.

سعی کنید کمی عقب بکشید. عقب کشیدن به فرزند همسرتان فرصت می دهد که از اضطراب ناشی از ازدواج مجدد والد رها شود.

ساختگی رفتار نکنید. بچه ها و حتی همسرتان خیلی زود دروغ و ساختگی بودن رفتار شما را تشخیص می دهند.

درک کنید، به علت نبود رابطه خونی بین مادر و فرزند ناتنی، روابط باید در طول زمان و با دقت ایجاد
شود و شکل بگیرد.

اگر زن و شوهر کارآمدی نباشید، پدر و مادر مفیدی هم نخواهید بود.

مطمئن باشید بهترین مهارت یک مادر با فرزند همسرش، داشتن صبر و پختگی است.

اگر پدرخوانده هستید بخوانید

موفقیت ازدواج مجدد تا حدود زیادی به این بستگی دارد که رابطه با فرزندان همسرتان را چگونه سامان دهید و پیش ببرید.یکی از مهم ترین مهارت هایی که لازم است داشته باشید، این است که با وجود بی علاقگی، کج خلقی و بی اعتنایی فرزند ناتنی، ارتباط را همواره حفظ کنید.

هدف شما به عنوان پدرخوانده درباره همسر و فرزند وی، ایجاد تعادل و به حداقل رساندن آسیب هاست.

بدانید که ناتنی بودن نوعی مانع محسوب می شود. مشکلی که فرزند با پدرناتنی دارد، مانعی است که او بر سر راه دسترسی به مادرشان ایجاد می کند.

پدرخوانده بودن پختگی زیادی می طلبد که یک بخش آن، داشتن مناعت طبع است.

گاه لازم است فرزندان را به حال خود بگذارید تا شایستگی شما را در قبال خود ارزیابی کنند.

به گونه ای رفتار کنید که هیچ خطری را متوجه فرزندان ناتنی نسازید.

گوش دادن، به خاطر سپردن، تشویق کردن، تشکر کردن و بغل کردن فقط نمونه ای از حرمت گذاری های کوچکی است که نشان می دهد به آنان توجه دارید.

بسیاری از خانواده هایی که فرزندناتنی دارند، می توانند زندگی آرامی داشته باشند، ولی این مهم تنها با تلاش، درک، تحمل، ارتباط و خویشتنداری فراوان میسر است./ ضمیمه چاردیواری



منبع: http://newspool.ir/fa/ndt/4906343/کی-گفته-بخت--فقط-بخت-اوله--
نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha