نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
22%
 
معمولی
6%
 
ضعیف
11%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۸ يکشنبه ۲۶ آبان
اِلأَحَّد ١٩ ربيع الاول ١٤٤١
Sunday, November 17, 2019
کد : 671-166454      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۶ يکشنبه ۴ تير      تعداد بازدید : 709

شاهکار افرینش

این مقاله عاشقانه ایست تقدیم به پیشگاه مقدس مادر

مادر مهربانم

دوست داشتن تو از جنس گلبرگ های گلی است که عطر آن آرامش بخش جان است نازگ و لطیف،دوست داشتن تو همانند بارش باران است هر دو رحمت است آن غباره جسم را میشوید و این غبار روح را،دوست داشتن تو گوهری است نایاب که هیچ جواهر شناسی قادر به خرید آن نیست اشک های تو از جنس بلور است زیبا و درخشنده دلتنگی هایت از جنس شیشه که همیشه چشمانت از پشت شیشه دلتنگی هایت تر است و نمناک.خواستن تو از جنس نور است نوری که سر چشمه اش رحمانیت و ستار عیوب بودنه خداوند است عیب ها و خطاهای من هیچگاه سد خواستن های تو نبوده،و من چقدر دلتنگ این عشق سرشار تو میشوم من پرم از عشق تو ولی باز دلتنگم میخواهم انقدر باشی و باشی که سیراب شوم از عشقت ولی مگر میشود از زلال محبتت سیراب شد کاش همیشه عطشان شد و محتاجه محبت های بی منت تو مادر، تو بی منت میبخشی تو بی منت گوهر وجودت را خرج میکنی بی انکه حساب گر قهاری باشی.تو بی منت گذشت می کنی و من گاهی فراموش میکنم که بخشیده شده ام نه به لیاقت بلکه به قلب مهربانت ، کاش سرمای وجودم همیشه محتاج گرمای دستان تو باشد میخواهم گرم شوم حتی به بهانه ، حتی به نیاز به التماس حتی به بی کسی که تمام کسش تو باشی میخواهم با چشمان دلتنگه تو ببارم من ببارم و تو نظاره گر باشی میخواهم من شمع باشم و تو پروانه من جای تو بسوزم و تو زیبا و دلربا باشی کاش غم روزگار تکیده ات نکند کاش میتوانستم تمام لبخند های دنیا را در سبدی از گل به تو هدیه دهنم انوقت تو بخندی و من جان و نفس دوباره بگیرم تو بخندی و من با خنده هایت بخندم و شاد باشم کاش اسمان چشمانت باشم تا انگاه که دلتنگ میشوی ببارم و تو صاف زلال ابی بمانی دلواپسی هایت همانند راز این دنیاست کاش میشد قهارترین معمادان های این دنیا می توانستند ان را حل کنند یا بهترین پزشکان میتوانستند برای ان دارویی تجویز کنند انوقت میشد بزرگترین باری که بر دوش میکشی را کمی سبک کنند.

ولی مگر میشود مادر بود و این همه تلاطم نداشت مگر میشود اقیانوس بود و تلاطم طوفان را به جان نخرید، اسمان باشی و در دلت ابرهای سیاه و باران زا جا نگیرد، وجودت شیشه نازک حس لطیف مادرانه باشد و با یک تلنگر کوچک نشکند، پروانه باشی و با شمع وجودت نسوزی و اینجا میشود فهمید که تنها کسی که خوب میداند گوهر وجودت چه قیمتی دارد همان کسی است که خالق تو بوده و بهشت را در زیر قدم های تو افریده.

مادر باش

و دنیای وجودم را روشن کن باش و ببخش تا اگر روزی ناخواسته و از روی غفلت اسمان چشمانت را ابری کردم یا اگر طوفان شدم و اقیانوس محبتت را به تلاطم انداختم از من بگذری حلالم کن که شیشه نازک خیالت را شکستم حلالم کن که اگر نگذری میسوزم و به تباهی میروم حلالم کن که میدانی جز این اگر باشد باید به راز افرینش این جهان شک کرد.

 

 دوستت دارم مادر



منبع: تمامی مطالب این مقاله دل نوشته است.
نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha