نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
22%
 
معمولی
6%
 
ضعیف
12%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۹ دوشنبه ۱۱ فروردين
اِلأِثنين ٥ شعبان ١٤٤١
Monday, March 30, 2020

 سال های زیادی از دوران دفاع مقدس می گذرد و ایثار گران و دلاورمردان این سرزمین به شایستگی از این امتحان الهی سربلند بیرون آمدند. امتحانی که این روزها با نوید هل من ناصر ینصرنی امام زمانمان به گوش می رسد و باز هم جانبازان و ایثار گران در پی رسیدن به جمع مدافعان حرم هستند.  جانباز علی نعمت الهی یکی از دلاوران و ایثارگرانی است که این روزها در تب و تاب رسیدن به جمع مدافعان آل الله است. آنچه در پی می آید روایت های این جانباز دفاع مقدس است که پیش رو دارید. 
از انقلاب و آشنایی تان با آرمان های امام خمینی برایمان بگویید. به گزارش آکاایران من متولد سال 1344هستم و همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی در کلاس سوم راهنمایی تحصیل می کردم. خانواده ما هم مثل دیگر مردم با توجه به نوع نگاه دینی و مکتبی زندگی مان، شیفته امام خمینی شده بودند. پس از آنکه مردم مکتبی شهر بهمن آباد به انقلاب پیوستند من هم با بقیه همکلاسی ها که چندین نفرشان مثل شهید محمدجواد نعمت الهی و شهید محمود رعیتی که بعد ها به شهادت رسیدند به صورت مداوم و متعهدانه در راهپیمایی ها شرکت می کردیم. خوب به یاد دارم که چند مرتبه به همراه همه مردم بهمن آباد برای شرکت در راهپیمایی به آباده وایزد خواست وشورجستان رفتیم. در نهایت پس از پیروزی انقلاب و باز شدن مدارس ما هم به مدرسه برگشتیم. تا اینکه جنگ تحمیلی شروع شد. هنگام شروع جنگ 15 سال داشتید، چند سالگی به جبهه رفتید؟  اواسط مهر ماه سال 1360 در بسیج سپاه آباده دوره های نظامی آموزشی را گذراندم و پس از گذشت یک ماه در آبان ماه 1360 به همراه گروهی از بچه های آباده به مسئولیت برادر ساریخانی از دهبید و برادر نوازالله کریمی از بهمن راهی شیراز شدیم و درپادگان امام حسین(ع) شیراز که آن موقع پادگان شهید عبدالله مسگر نام داشت مستقر شدیم. اما مسئولان اعزام پادگان امام حسین (ع) شیراز از اعزام من به جبهه خودداری کردند. منتها با اصرار اعزام شدم که مقارن با عملیات آزاد سازی بستان بود. از شهدای گروه اعزامی ما شهیدان رحیمی رضایی و شهید عزیز خلیل آزادی و شهید گرانقدر فرهمند بودند. چند بار به جبهه اعزام شدید؟اولین حضورم به عنوان بسیجی در آبان ماه سال 1360 بود. اعزام دوم من آذرماه 1361 و سومین اعزام تیرماه1362 بود. در فاصله این اعزام ها من در بسیج آباده مشغول فعالیت بودم و در نهایت مهرماه سال 1362 به عنوان پاسدار راهی کردستان شدم.  حدود 60 ماه در جبهه های حق علیه باطل حضور داشتم که افتخار همراهی رزمندگان را درعملیات های آزادسازی بستان، والفجر مقدماتی، والفجر4 و والفجر8 داشتم. من تا سال 1364 درگردان های رزمی و به عنوان تک تیرانداز و تیربارچی بودم و از سال 1364 تا سال 1367 در تیپ ادوات بودم و از سال 1367 تا سال 1370 درستاد لشکر خدمت کردم. در چه عملیاتی جانباز شدید؟بنده در اسفند 1362 در عملیات خیبر در منطقه طلائیه دچار موج انفجار شدم و علاوه بر آن ترکش خوردم. در ادامه حضورم در جبهه درعملیات والفجر 8 در فاو شیمیایی شدم و یک مورد هم در همین عملیات با موتور تصادف کردم که منجر به شکستگی دندان های جلویم شد.همانطور که می دانید امروزبحث دفاع حرم در میان است. آیا حاضرید امروز هم مثل دیروز لباس رزم بر تن کنید و راهی دفاع از اسلام در آن سوی مرزها شوید؟ من برای اعزام مراجعه کردم ولی چون همزمان درحال بازنشستگی بودم موافقت نکردند. بله بی صبرانه منتظرم که خودم را به صفوف رزمندگان مدافع حرم برسانم. دوست دارم مدافع حرم شوم. وقتی گروه های تکفیری اعلام کردند دیر یا زود حرم حضرت زینب(س) را تخریب و نبش قبر می کنند و اسم شهرک زینبیه را به یزیدیه تغییر می دهند شیعیان سراسر جهان از آفریقا گرفته تا عراق، لبنان،افغانستان و.... خود را به دمشق رساندند و نیروهای ایرانی هم که تا آن زمان فقط کمک تسلیحاتی و راهبردی ارائه می دادند حضورشان پر رنگ تر شد. من هم به عنوان یک جانباز دفاع مقدس امروز بر خود تکلیف می دانم برای دفاع از اسلام راهی شوم.  در حقیقت اگر منتظر رسیدن نیروهای تکفیری به مرزهای کشور شویم با توجه به وسعت مرز مشترک عملاً کل ۷۸ میلیون جمعیت ایران از این جنگ آسیب می بینند اما در جنگ بیرون از مرز فقط نیروی نظامی عمل کننده تلفات را متحمل می شود و مردم عادی با خیالی آسوده و در امنیت کامل به زندگی کردن می پردازند.  مقام معظم رهبری درباره عظمت شهدای مدافع حرم فرمودند: کسی که در عراق وسوریه شهید می شود همانند این است که جلوی درحرم امام حسین(ع) شهید شده است؛ چراکه اگر این شهیدان نبودند اثری از حرم اهل بیت نبود. 



منبع: اکا ایران