نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
22%
 
معمولی
6%
 
ضعیف
11%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۸ دوشنبه ۲۲ مهر
اِلأِثنين ١٤ صفر ١٤٤١
Monday, October 14, 2019

ک چاد ر مسافرتیِ رنگی، یکی د و پتویی که کهنگی از رنگ و بویشان پید است، چند د ست لباس زهوار د ر رفته، با خرت و پرت هایی که د اخل کیسه برنج پاره چپاند ه شد ه؛ این تمام د ارایی شان است. همه آن چیزی که برای یک زند گی د ارند . چاد رهای مسافرتی، ظهر یکی از روزهای ارد یبهشت ماه، با هر باد ی تکان می خورند . وقتی که باد شد ید تر می شود ، انگار می خواهد از جا کند ه شود .
به گزارش آکاایران  چاد ر برای آنها، همان خانه است و سرپناه. جایی که همه با هم، پد ر و ماد ر و خواهر و براد رهایی که تعد اد شان به ١٠ می رسد ، زیر سقف لرزان و وارفته، می نشینند ، می خوابند ، ساند ویچ هایی که جز نان چیز د یگری ند ارد ، گاز می زنند و چای ماند ه روز قبل را سر می کشند . سهم آنها از این د نیا، همین د و سه متر جاست، جایی که حتی متعلق به خود شان نیست. چند روز د یگر، باید جول و پلاسشان را جمع کنند و از این جا بروند . آنها خانواد گی کارتن خواب شد ه اند ، این جا هم د ر گوشه کنارهای اتوبان تهران- قم است. د وهفته ای می شود که جایگاه استراحت موقت مسافران د ر محوطه حرم مطهر را اشغال کرد ه اند ، حالا باید به فکر جای د یگری برای اقامت شان شوند .

,[categoriy]

 

آکاایران: کارتن خوابی خانوادگی در چادر مسافرتی

 «معصومه»، پتوی قرمز کهنه ای را د ورش پیچاند ه و د ر محوطه راه می رود ، باد ی می آید و او با د ست های سیاه و زرد ش، پتو را محکم تر می گیرد که نیفتد . معصومه ٤٢ سال بیشتر ند ارد اما ماد ر یک خانواد ه پرجمعیت است، سه د ختر و سه پسرش، همان حوالی اند . گوشه چاد ر مسافرتی را بالا می زند ، د ست یکی روی د یگری است و پای آن یکی، از میان صورت نفر د یگر، رد شد ه. سرها زیر پتوست. صد ای خُر وپُف پد ر خانواد ه، از فاصله یک متری هم می آید . معلوم نیست این همه جمعیت که د و د اماد هم به آنها اضافه می شود ، چطور د رهمین چند وجب جا، می خوابند : «نوبتی می خوابیم. همیشه هم همه این جا نیستند ، د اماد م، سرکار می رود ، آن یکی هم گاهی می آید و سر می زند .» این را معصومه می گوید و صورتش به لبخند تلخی باز می شود . د ند ان هایش زرد است، اما نگاهش با آن چشمان آبی تند ، نافذ است: «د وهفته است که اینجاییم، چند شب را د رحرم خوابید یم، می گویند کسی نمی تواند بیشتر از د و سه روز د ر د اخل حرم بخوابد .» این را با اعتراض می گوید و رویش را برمی گرد اند تا بچه هایش را نشان د هد . به آنها سلام می د هم و حالشان را می پرسم، اما فقط نگاه می کنند : «بچه هایم ناشنوا هستند . همه شان نه، اما سه تا از بچه هایم ماد رزاد ی نمی شنوند .»همه آن سه نفر رنگ چشمان ماد رشان را به ارث برد ه اند . با ایما و اشاره با ماد رشان حرف می زنند . بزرگترین آنها، ٢٤ساله است، ازد واج کرد ه و حالا سه ماهه بارد ار است، اما سهم او هم از این زند گی، تنها یک پتو، یک د امن بلند و بلوزی همرنگ است. منتظر همسرش است: «ما ساکن عباس آباد و به هم علاقه مند بود یم.» می پرسم، کجا هست؟ با د ست انتهای اتوبان را نشانم می د هد : «آنجا، سمت خاوران. آن جا مستاجر بود یم، د خترکوچکم که ناشنواست د ر یک حاد ثه، تمام تنش سوخته، من هم هرچه د اشتم و ند اشتم، فروختم تا خرج د رمانش کنم، د یگر پولی برایمان نماند تا کرایه بد هیم، حتی اثاثیه مان را فروختیم تا بخشی از کرایه را بد هیم، د خترم را هم فرستاد م سرکار، اما آخر سر، یک روز صاحبخانه آمد ، ما را از خانه بیرون کرد و قفلی به د رخانه اش زد . از همان روز ما بی خانه شد یم، حتی نتوانستیم لباس با خود مان بیاوریم، با همین د مپایی ها و کفش ها آمد یم.» نگاهی می رود به سمت د مپایی پسر ناشنوایش. آنها از همان شب راهشان را از خاوران گرفته و به انتهای اتوبان تهران- قم رسید ند : «با بد بختی خود مان را این جا رساند یم، با تاکسی و اتوبوس آمد یم. خیلی شب سختی بود ، باران می آمد و ما جایی ند اشتیم، فقط توانستیم از این جا یک چاد ر مسافرتی بخریم. بعد که مستقر شد یم د و سه روزی غذا ند اشتیم تا این که یکی از موسسه های خیریه، از وضع ما باخبر شد و برایمان غذا آورد . ما حتی پول ند اریم، حمام برویم.» همه اینها برای ماهی ٣٥٠ هزارتومان کرایه خانه بود که خانواد ه معصومه از پس پرد اختش برنمی آمد ند : «شوهرم قبلا اعتیاد د اشت، از وقتی چاد رنشین شد یم، مشغول ترک د اد نش هستم.»
معصومه، چهره اش زرد است، د وطرف صورتش هم چال عمیقی است، می پرسم: «تو هم اعتیاد د اشتی؟» اول انکار می کند ، اما می گوید : « د اشتم، الان ترک کرد م. می خواهم برای ترک قطعی به کمپ بروم.» «قهرمان» پد ر خانواد ه، بیکار است، قبلا ریخته گری می کرد ، حالا ولی به خاطر یک بیماری د ستش از کار افتاد ه: «وقتی این جا آمد یم، یک پتو بیشتر ند اشتیم، این جا شب ها خیلی سرد می شود ، چند شب پیش آن قد ر هوا خراب شد که د اشتیم از سرما می مرد یم، یکی از همسایه ها به ما پتو د اد .»  همسایه برای ما، همان خانواد ه د یوار به د یوار خانه مان است، برای خانواد ه معصومه، اما همسایه، ساکنِ چاد ر کناری است. همان ها که قصه زند گیشان، با سرنوشت معصومه و ٦ فرزند ش گره می خورد : «٤٥روز است این جا هستیم، زنم ام اس د ارد ، بیمارستان بستری است، من هم یک روز اینجام یک روز بیمارستان.» اصغر، د اخل چاد ر مسافرتی مشغول جا به جا کرد ن وسایلش است. او چند شب پیش، برای خانواد ه معصومه پتو برد : «اینجا معمولا مسافران چاد ر می زنند ، کرایه یک شب هتل یا مسافرخانه زیاد است، برای یک اتاق د و تخت شبی ٨٠ هزارتومان می گیرند ، ما ند اریم این همه پول بد هیم.» اصغر جوشکار است، می گوید : تا الان ١٢ میلیون تومان برای د رمان همسرش، هزینه کرد ه، حالا هم خرج بیمارستان است که به آن اضافه می شود . خرج ٤٢روز بستری: «چند شب حرم ماند م، اما آن جا اجازه اقامت طولانی را نمی د هند ، منم چاد ر خرید م و این جا ماند م. این جا هم هیچ چیزی به ما نمی د هند ، چایی بخواهی، باید ٥ هزارتومان پول بد هی. حمام بروی ٥ هزارتومان می شود .»
آن یکی چاد رش رنگ د یگری است، بالای سایه بان، شماره ١٣ را نشان می د هد : «ما کارتن خواب هستیم، جایی ند اریم برویم.» این را مرد جوان د یگری می گوید ، از ظاهرش پید است از آخرین باری که حمام رفته، زمان زیاد ی می گذرد ؛ «این جا شب ها غوغایی می شود ، اگر کفشی جلوی د ر باشد ، می د زد ند ، چند شب پیش وسایل یکی از همین ها را د زد ید ند .»
آنها د وگروهند یا مسافرند و از زور گرانی کرایه هتل و مسافرخانه ها، چاد ر زد ه اند یا کسانی هستند که بی خانه مانند ، اما لابه لای آنها، میان آن همه چاد رهایی که عَلَم شد ه، هستند کسانی که تنها د ارایی شان از این د نیا، یک تکه مقواست که زیراند ازشان شد ه؛ د رست مثل خانواد ه گلبهار. او فارغ از هیاهوی آن جا و شلوغی رفت وآمد ها و حرف ها و صد اها، چشمانش را آرام بسته. کنار همسرش که زیر پتو، پنهان شد ه، د راز کشید ه. چشمانش خواب عمیقی د ارد . پسرش از د ور ما را می بیند ؛ «اجاره خانه ند اشتیم، مجبور شد یم بیایم اینجا.»
«امید »، ١٠ساله به نظر می رسد ، هیچ چیز د یگر نمی د اند ، از کجا آمد ه اند ، چه شد که به این جا رسید ند ، هیچ نمی د اند ؛ بیمار است. ماد رش را بید ار می کند ، گلبهار چشمانش خسته است، به زحمت حرف می زند : «آمل مستاجر بود یم، پول ند اشتیم، صاحبخانه بیرونمان کرد ، اثاثیه مان همان جا ماند ه. حالا پول ند اریم پسرم را د کتر ببریم، بیماری اعصاب د ارد .»
با چشمان سیاهش، عمیق نگاه می کند و می گوید : «هیچ کس و کاری ند اریم، همسرم بیکار است، حتی پول ند اریم چاد ر بخریم، همین پتو را هم یکی از اینها به ما د اد .» نگاهی به چاد رهای کناری می اند ازد : «بعد از چند روز، مرد م د یشب برایمان غذا آورد ند ، الان هم نه صبحانه خورد یم و نه ناهار.» گلبهار نای حرف زد ن ند ارد . جمله هایش ناتمام است. د وباره سرش را می گذارد و فارغ از د نیا، از پسری که آن اطراف، پرسه می زند ، سگ ولگرد ی که از کنارشان می گذرد و همسری که زیر پتو خود را مچاله کرد ه. آنجا، پر است از همین زند گی ها. چاد رهای قرمز، نارنجی، آبی، سبز و زرد . ٣٠تایی می شوند ، همه کارتن خواب نیستند یا مسافرند و چند روز بیشتر اقامت نمی مانند یا خسته اند و چند ساعتی می خواهند استراحت کنند ، اما آنها که کارتن خواب اند ، آنها که جایی ند ارند برای زند گی، حالا حالاها، چاد رهایشان به راه است. کفش های بچگانه و رخت آویزهایی که لباس های رنگ به رنگ روی آنها آویزانند ، زیراند ازهای حصیری و گونی های پُر، همه حکایت از زند گی های بلاتکلیفی است، بین ماند ن و رفتن. آنها همین چند وجب جا را د ارند ، همین چند پتو و خانه های پارچه ای.



منبع: اکا
مطالب مرتبط
وحدت خانوادگی | راه‌هایی برای ایجاد وحدت خانوادگی
۱۳۹۷ پنج شنبه ۱۳ دي
وحدت خانوادگی | راه‌هایی برای ایجاد وحدت خانوادگی
بسیاری از خانواده‌ها، در این دنیای شلوغ امروز ما، برای با هم بودن و حفظ وحدت خانواده مانند نسل‌های گذشته خود مجبورند که بیشتر تقلا کنند. با وجود همه م...
انسجام خانوادگی | راه های بهبود انسجام خانواده
۱۳۹۷ سه شنبه ۱۱ دي
انسجام خانوادگی | راه های بهبود انسجام خانواده
انسجام خانوادگی مفهومی است که نزدیکی عاطفی و به هم پیوستگی اعضای خانواده را نشان می‌دهد. بسیاری از خانواده‌ها درگیر مشکلاتی هستند که از عدم تعادل در ا...
بی خوابی کودکان | علت و درمان بی خوابی کودکان چیست؟
۱۳۹۷ چهارشنبه ۲۸ آذر
بی خوابی کودکان | علت و درمان بی خوابی کودکان چیست؟
خواب نامنظم و بی خوابی کودکان می تواند ناشی از یک اختلال باشد که نیاز به بررسی و درمان دارد. بی خوابی کودکان به روند رشدی آن ها آسیب زده و باعث کلافگی...
دلایل بی خوابی | علت بی خوابی چیست؟
۱۳۹۷ دوشنبه ۵ آذر
دلایل بی خوابی | علت بی خوابی چیست؟
شاید همه ما شب های زیادی را بیدار مانده باشیم، اما اینکه بخواهیم بخوابیم و نتوانیم بسیار برای ما آسیب زا بوده است. بی خوابی مشکل شایعی است و خیلی از...