نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
22%
 
معمولی
6%
 
ضعیف
11%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۸ دوشنبه ۲۹ مهر
اِلأِثنين ٢١ صفر ١٤٤١
Monday, October 21, 2019
کد : 671-132354      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ سه شنبه ۱۲ اسفند   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ سه شنبه ۱۲ اسفند    تعداد بازدید : 300

داستان زیبا و جالب دختر نابینا و معشوقه اش مجموعه : ادبیات،شعر و داستان‌

داستان زیبا و جالب دختر نابینا و معشوقه اش مجموعه : ادبیات،شعر و داستان‌

داستان زیبا و جالب دختر نابینا و معشوقه اش

داستان زیبا و جالب دختر نابینا و معشوقه اش

 
دختری بود نابینا

 

که از خودش تنفر داشت

 

که از تمام دنیا تنفر داشت

و فقط یکنفر را دوست داشت

دلداده اش را

 

و با او چنین گفته بود

 

« اگر روزی قادر به دیدن باشم

حتی اگر فقط برای یک لحظه بتوانم دنیا را ببینم

عروس حجله گاه تو خواهم شد »

 

***

 

و چنین شد که آمد آن روزی

که یک نفر پیدا شد

که حاضر شود چشمهای خودش را به دختر نابینا بدهد

و دختر آسمان را دید و زمین را

رودخانه ها و درختها را

آدمیان و پرنده ها را

و نفرت از روانش رخت بر بست

 

***

 

دلداده به دیدنش آمد

و یاد آورد وعده دیرینش شد :

« بیا و با من عروسی کن

ببین که سالهای سال منتظرت مانده ام »

 

***

 

دختر برخود بلرزید

و به زمزمه با خود گفت :

 

« این چه بخت شومی است که مرا رها نمی کند ؟ »

 

دلداده اش هم نابینا بود

و دختر قاطعانه جواب داد:

قادر به همسری با او نیست

 

***

 

دلداده رو به دیگر سو کرد

که دختر اشکهایش را نبیند

و در حالی که از او دور می شد گفت

« پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشی »

 
 

 



منبع: http://www.parsnaz.ir/news_detail_16483.html
نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha