آخرین اخبار :
نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
22%
 
معمولی
6%
 
ضعیف
12%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۹ شنبه ۲۷ دي
اِسَّبِت ٢ جمادي الثانيه ١٤٤٢
Saturday, January 16, 2021
فیلتر :

 
 

کدناممعنا / شرحجنسیت
118 آریاز (در اوستایی) رهنما ، رهبر ؛ (در اعلام) نام بزرگی پارسی در زمان هخامنشیان . آریاز
119 آریاسپ دارنده‌ی اسب ؛ (در اعلام) نام یکی از سرداران کوروش ؛ (در اعلام) نام یکی از پسران اردشیر (1ـ داریوش که بزرگتر از همه بود 2ـ اریاسپ ]آریاسپ[ 3ـ اُخُس 4ـ ارسام) که نام آنها در تاریخ باقی مانده است . آریاسپ
120 آریامن آرامش دهنده ، خوشبختی دهنده ؛ (در اعلام) نام فرمانده‌ی ناوگان خشایارشاه که سرداری رشید و شجاع در جنگ ' سالامین' بود . آریامن
121 آریان منسوب به آریا ، آریایی ؛ ← آریا . آریان
122 آریانا منسوب به آریا ، آریایی ؛ نامی است که جغرافی‌دانان یونانی به قسمتی از ایران یعنی سرزمین آریائی‌ها داده بودند ؛ نام قدیم ایران ؛ ]' اراتُستن ' یونانی نخستین نویسنده‌ی خارجی است که این اسم (آریانا) را استعمال کرده و قسمتی از ایران را آریانا نامیده[ . آریانا
123 آریاناز مایه‌ی افتخار نژاد آریایی ، مظهر زیبایی و جمال نژاد آریایی . آریاناز
124 آریانه نام ایران به شکل کهن که ' ایریانه ' و ' آریانه ' (یعنی آریایی‌ها) نامیده می‌شده . آریانه
125 آریانوش (آریا + نوش = جاوید) آریایی جاویدان . آریانوش
126 آریاوا منسوب به آریا ، ← آریا . آریاوا
127 آریسا (آری = آریایی + سا (پسوند شباهت)) (= آریسان) ، ← آریسان. آریسا
128 آریسان (آری = آریایی + سان (پسوند شباهت)) ، مانند آریایی . آریسان
129 آریستا (آریس + تا) مانند عروس ؛ (به مجاز) زیبا . آریستا
130 آرین (= آریا) ، آریایی ، آریا . آریا . آرین
132 آرین‌راد (= آریوراد) ، آریایی شجاع ؛ (در اعلام) نام پسر اردشیر دوم هخامنشی . آرین‌راد
133 آرین‌مهر (آرین = آریائی + مهر = محبت ، دوستی ، خورشید ، آفتاب) مهر آریائی ، خورشید آریایی ، فروغ و روشنایی آریائیان ، مظهر محبت و دوستی آریائیان . آرین‌مهر
131 آریَنا (آرین + ا (پسوند نسبت ، الف مؤنث ساز)) ، منسوب به آرین ، ← آرین . آریَنا
134 آریو (آری = آریا + او/-u/ (پسوند نسبت و شباهت)) ، منسوب به قوم آریایی ، شبیه آریائیان ؛ آریایی. آریو
135 آریو بَرزن (= آریوبرزین) (در اعلام) نام سرداری از سرداران داریوش سوم در هنگام هجوم اسکندر مقدونی به ایران، که شرافتمندانه از جان خود و همراهانش گذشت و تا واپسین دم ایستادگی کرد. آریو بَرزن
136 آزاد رها شده از گرفتاری یا چیزی آزار دهنده ، فارغ ، آسوده ، بی دغدغه خاطر ؛ مختار ، صاحب اختیار ؛ (در گیاهی) درخت جنگلی (آزاد درخت) ؛ (در قدیم) نجیب ، شریف ، آزاده ؛ (در قدیم) (شاعرانه) صفتی است برای بعضی گیاهان . آزاد
138 آزاد به آزادِ نیکو و پسندیده ؛ (در اعلام) نام مرزبان ' حیره ' در زمان یزدگرد که در جنگ با خالدبن ولید سردار سپاه مسلمین شکست خورد و به قتل رسید . آزاد به