آخرین اخبار :
نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
22%
 
معمولی
6%
 
ضعیف
12%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۹ سه شنبه ۱۱ آذر
اِثَّلاثا ١٥ ربيع الثاني ١٤٤٢
Tuesday, December 1, 2020
فیلتر :

 
 

کدناممعنا / شرحجنسیت
61 آذین زیور ، زیب ، زینت ، آرایش ؛ (در قدیم) آیین ، رسم و قاعده . آذین
62 آذین دخت (آذین + دخت = دختر) زیب و زینت دختران ؛ کنایه از دختر شایسته و زیبا است . آذین دخت
63 آرا (مخفف آراینده) ، به معنی آراستن ؛ زیور ، زینت و آرایش ؛ آرایش‌کننده ، آراینده . [این واژه با واژه‌ی عربی آرا (آراء) به معنی رأی‌ها ، نظرها و عقیده‌ها هم آوا و هم نویسه می‌باشد] . آرا
64 آراد (در اعلام) نام فرشته‌ی موکل بر دین و تدبیر امور و مصالحی که به روز آراد متعلق است ؛ نام روز بیست و پنجم ماه شمسی ؛ (در پهلوی) آرای ، آراینده . آراد
65 آرادخت (آرا + دخت = دختر) دختر آراینده و مشاطه‌گر ، دختر آرایشگر . آرادخت
66 آراز (ترکی) ارس ؛ (در اعلام) قهرمان منسوب به طایفه‌ی آس . + ن.ک.آراس. آراز
67 آراس در ترکی همان آراز ، به معنی رود ارس . آراس
68 آراسب همان آراسپ ؛ (در اعلام) نام یکی از سرداران کوروش از ماد که از کودکی دوست وی (کوروش) بود . آراسب
69 آراسته (صفت مفعولی از آراستن) آرایش شده و زینت و زیور داده شده ؛ آن که علاوه بر ظاهر مرتب دارای صفت‌های خوب اخلاقی نیز هست ؛ (در قدیم) منظم ، مرتب ، دارای سامان ، با زیور و زینت. آراسته
70 آرال نام دریاچه‌ای در آسیا (ترکستان غربی) که قبلاً در قلمرو جغرافیای ایرانی بوده است . آرال
71 آرام سکون ، ثبات ، آسایش ، طمأنینه ، صلح ، آشتی ، راحت ؛ (در قدیم) مایه‌ی آرامش ، آرامش بخش ، تسلی بخش. آرام
72 آرام‌چهر (آرام + چهر= چهره) آن‌که چهره‌اش نشانگر آرامش است ؛ از نژاد و گوهر آرام . آرام‌چهر
73 آرام‌دخت (آرام + دخت = دختر) دختر آرام و سازگار ، زنی که در زندگی با همه چیز مدارا کند . آرام‌دخت
74 آرامش (اسم مصدر از آرامیدن و آرمیدن) ، فراغت ، راحت ، آسایش ، صلح ، آشتی ، ایمنی ، امنیت، سنگینی ، وقار و طمأنینه . آرامش
75 آرامه منسوب به آرام ← آرام . آرامه
76 آرامیان نام شعبه‌ای از نژاد سامی ، فرزندان آرام ؛ (در اعلام) پنجمین پسر سام ساکن سوریه و بین‌النهرین . آرامیان
77 آران (در اعلام) نام پادشاه آذربایجان در عهد باستان؛ نام شهری در کاشان ؛ نام شهری است که قباد آن را بنا کرده است؛ نام سرزمینی در شمال غربی ایران و مغرب دریای خزر (کشور آذربایجان). آران
78 آرتا (اوستایی) مقدس ، راست گفتار ، درست کردار . آرتا
79 آرتاباز (در اعلام) نام سپهدار و فرمانده‌ی گردونه‌های کوروش ؛ نام سپهدار دارای سوم که پس از دارا از جانب اسکندر چَترپَت [ساتراپ یا استاندار] باختر و بلخ گردید ؛ نام چندین پادشاه ارمیه، ارمنستان و آسیای صغیر در دوره‌ی هخامنشی و اشکانی . آرتاباز
80 آرتابان (= اردوان) ، ← اردوان . آرتابان