نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
60%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۶ يکشنبه ۳۰ مهر
اِلأَحَّد ١ صفر ١٤٣٩
Sunday, October 22, 2017
فیلتر :

 
 

کدناممعنا / شرحجنسیت
1 آئین (پهلوی) کیش ، روش ، دین ، شیوه‌ی مناسب و مطلوب ؛ (در قدیم) جلال و شکوه ، عادت و خوی . آئین
2 آئینه (= آیینه و آینه) سطح صاف و صیقل یافته شیشه‌ای یا فلزی که تصویر را منعکس می‌کند؛ (به مجاز) (در تصوف) دل عارف که حقایق در آن منعکس می‌شود ؛ (در قدیم) (در موسیقی ایرانی) نوعی طبل یا زنگ که از پشت فیل معمولاً در جنگ به صدا در می‌آورده‌اند . آئینه
3 آبان (پهلوی) آبها ؛ (در گاه شماری) ماه هشتم از سال شمسی ؛ (در قدیم) نام روز دهم از هر ماه شمسی ؛ (در اعلام) نام فرشته‌ی موکل آب و تدبیر امور مسائل آبان ماه . آبان
4 آبان دخت دختر آبان ، ← آبان ؛ (در اعلام) نام یکی از زنان داریوش سوم . آبان دخت
5 آبتاب مشعشع ، درخشان ، صاف چون آب زلال . آبتاب
6 آبتین (در اعلام) نام پدر فریدون که صحیح آن آتبین است . ← آتبین . آبتین
7 آبگین دارای طبیعت آب ؛ آینه ، آیینه . آبگین
8 آبگینه شیشه ، زجاج ، بلور ، آینه ؛ (در قدیم) ظرف شیشه‌ای یا بلوری به ویژه جام شراب . آبگینه
9 آبنوس (یونانی) چوبی سیاهرنگ و سخت و سنگین (گران بها) ؛ (در گیاهی) درختی هم خانواده با خرمالو که بیشتر در مناطق گرمسیری آسیا و آفریقا می‌رویَد ؛ شیز . آبنوس
10 آبین به رنگ آب ، همانند آب . آبین
11 آبینه همانند آب ، به روشنی و درخشندگی آب . آبینه
12 آپام (در اعلام) نام دختر اردشیر دوم و زن فرناباذ . آپام
13 آپامه خوش رنگ؛ (در اعلام) نام دختر ' شپی تارمن' سردار ایرانی که سلکوس به فرمان اسکندر باوی (آپامه) ازدواج کرد. آپامه
14 آپتین شکل دیگر آبتین (پدر فریدون) . آبتین و آتبین . آپتین
15 آتا (ترکی) پدر ، جد ، سرپرست ، ریش سفید ؛ (در اعلام) نام پادشاهی در دامنه‌های شمالی جبال 'نیشپو' که در جنوب آن ' داگارا ' واقع بود. و محتملاً در نقطه‌ای [در جغرافیای قدیم] از ناحیه‌ی صحنه (سنندج) که توسط لشکر آشوریان تار و مار شد . آتا
16 آتاشا (ترکی ـ فارسی) [آتاش = آداش = همنام ، هم اسم + ا (پسوند نسبت)] منسوب به آتاش ؛ (به مجاز) هم نام . آتاشا
17 آتاناز (ترکی ـ فارسی) افتخار پدر ، موجب آسایش و شادکامی پدر ، عزیزِ پدر. آتاناز
18 آتبین (اوستایی) نام پدر فریدون است ؛ (در تاریخ طبری و بعضی متون) اثفیان ، آسپیان . آتبین
19 آترا آتشین ، آذرین ؛ (به مجاز) سرخ‌رو و زیبا . آترا
20 آتری (= آترا) ، ← آترا . آتری