آخرین اخبار :
نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
22%
 
معمولی
6%
 
ضعیف
12%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۹ شنبه ۲۷ دي
اِسَّبِت ٢ جمادي الثانيه ١٤٤٢
Saturday, January 16, 2021
فیلتر :

 
 

کدناممعنا / شرحجنسیت
1860 ساتگین (ترکی) ساتکین ، پیاله‌ی بزرگی که با آن شراب می‌خورده‌اند ؛ (به مجاز) شراب ، مطلوب ، محبوب. ساتگین
1861 ساتیار (اوستایی) از نامهای زرتشتی که گونه‌ی دیگر آن به نظر می‌رسد سادیار باشد ؛ (در اعلام) نام یکی از سرداران داریوش . ساتیار
1862 ساتین (به مجاز) ، محبوب و دوست داشتنی . ساتین
1863 ساجد (عربی) (در قدیم) آن که سجده می‌کند ، سجده کننده . ساجد
1864 ساجده (عربی) (مؤنث ساجد) ، ← ساجد . ساجده
1865 ساچلی (ترکی) دارای موهای بلند و پرپشت ، گیسو بلند . ساچلی
1866 ساحل (عربی) (در جغرافیا) زمینی که در کنار دریا یا دریاچه یا رودی بزرگ واقع شده است ، مرزبین آب و خشکی . ساحل
1867 ساحله (عربی ـ فارسی) (ساحل + ه (پسوند نسبت)) ، منسوب به ساحل ، ← ساحل . ساحله
1868 سادِن (عربی) (اسم فاعل سدن) ، چاکر بتخانه ، خادم بتخانه . سادِن
1869 سادِنه (عربی) (مؤنث سادن) ، ← سادن . سادِنه
1870 سادیار (= ساتیار) ، ← ساتیار . سادیار
1871 سارا (در قدیم) خالص ، بی‌آمیختگی ؛ (در اعلام) نام زن حضرت ابراهیم (ع) و مادر اسحاق (ع). سارا
1872 ساراب نام دهی در شهر بابک یزد . ساراب
1873 سارادخت دختر خالص و پاک ، دختر مبرا از گناه و پاکیزه . سارادخت
1874 سارای (= ساره و سارا) ، ← ساره و سارا . سارای
1875 سارگل گل زرد . سارگل
1876 سارمه نام روستایی در شهرستان فومن . سارمه
4470 سارنیا خالص،پاک،منزه،دختر پاکدامن،بانوی بی ریا سارنیا
1877 ساره (عبری) (= سارا ، سارای) به معنی امیره‌ی من ؛ (در اعلام) زوجه ابراهیم خلیل (ع) و مادر اسحاق (ع) ؛ (در هندی) شاره یا نوعی لباس محلیِ زنان هند و پاکستان که به صورت پارچه‌ای سبک و بلند است و یک سر آن را به دور کمر می‌پیچند و سر دیگر آن را بر روی شانه یا ساره
1878 سارو نام پرنده‌ای سیاه رنگ ، سار ، سارنگ ، شارک ؛ (به ترکی) ساروج . سارو