آخرین اخبار :
نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
22%
 
معمولی
6%
 
ضعیف
12%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۹ شنبه ۱۷ خرداد
اِسَّبِت ١٤ شوال ١٤٤١
Saturday, June 6, 2020
فیلتر :

 
 

کدناممعنا / شرحجنسیت
272 اَباذر (عربی) (= ابوذر) ، ← ابوذر . اَباذر
273 اِبتسام (عربی) لبخند زدن ، تبسم کردن ؛ (در قدیم) تبسم ، لب‌خند . اِبتسام
274 اِبتها (عربی) انس گرفتن به ... ، الفت گرفتن با ... اِبتها
275 اِبتهاج (عربی) شادن شدن ، خوش و خرم ؛ (در قدیم ) شادمانی ، خوشی . اِبتهاج
276 اَبرار (عربی) نیکان و نیکوکاران ؛ (در تصوف) عده‌ای از مردان خدا که در مرتبه‌ی بالاتر از ابدال قرار دارند . (عده‌ی آنها را اغلب هفت تن گفته‌اند ) . اَبرار
277 اِبراهیم (عبری) پدر عالی ؛ (در اعلام) یکی از پیامبران اولوالعزم و نام فرزند حضرت محمد (ص) که در کودکی وفات یافت ؛ سوره‌ی چهاردهم از قرآن کریم دارای پنجاه و دو آیه . اِبراهیم
278 اَبَرسام (در اعلام) نام وزیر اردشیر بابکان که بلعمی او را هرجند بن سام می‌خواند. اَبَرسام
279 اَبریشم (پهلوی) رشته‌ای که از تارهای پیله برای دوختن و بافتن سازند ، حریر ؛ (در گیاهی) گلی به صورتِ رشته‌های باریک آویخته به رنگ زرد یا سرخ که در تابستان‌ها می‌رویَد؛ درخت این گل ؛ (در قدیم) (در موسیقی ایرانی) نوعی ساز زهی . اَبریشم
280 ابوالحسن (عربی) پدر حسن ؛ (در اعلام) کنیه‌ی حضرت امیرالمؤمنین (ع) و چهار تن از امامان شیعه . ابوالحسن
281 ابوالفضل (عربی) پدر فضل ؛ (در اعلام) نام یکی از پسران حضرت علی (ع) و برادر امام حسین (ع) ؛ (عباس بن علی معروف به قمر بنی هاشم) . ابوالفضل
282 ابوالقاسم (عربی) پدر قاسم ؛ (در اعلام) کنیه‌ی حضرت رسول اکرم (ص) . ابوالقاسم
283 ابوبکر (عربی) (در اعلام) نام خلیفه‌ی اول بعد از وفات حضرت محمد (ص) و نام فرزند امام حسن (ع) . ابوبکر
284 ابوذر (عربی) (در اعلام) نام یکی از مشهورترین صحابه رسول الله (ص) که می‌گویند او پس از چهار کس ایمان آورده است و نیز نام چندین تن از مردان نامی در علوم اسلامی . ابوذر
285 اِجلال (عربی) بزرگ داشتن ، تجلیل ؛ شوکت و جلال ، بلندی مقام ؛ کبریا و عظمت پروردگار . اِجلال
286 اِحترام (عربی) حرمت داشتن، محترم بودن؛ حرمت، پاس، بزرگداشت؛ رفتار و گفتاری که نشان دهنده‌ی بزرگداشت و اهمیت دادن به کسی یا چیزی است . اِحترام
287 اَحد (عربی) یگانه ، یکتا ، بی‌مانند ؛ از نام‌های خداوند ؛ یکی ، یک نفر ، یک از. اَحد
288 اِحسان (عربی) خوبی ،نیکی ، نیکویی ؛ (به مجاز) بخشش ، انعام ، نیکویی کردن؛ (در تصوف) نیکی کردن در مقابل بدی دیگران . اِحسان
289 اِحسان‌الله (عربی) بخشش خدا ، آن که خداوند به او نیکوئی مرحمت کرده است . اِحسان‌الله
290 اِحسانه (عربی ـ فارسی) (احسان + ه (پسوند نسبت)) ، منسوب به احسان ، ← احسان . اِحسانه
291 اَحلام (عربی) جمع حلم ، بردباری‌ها ، وقارها ، عقل‌ها ، جمع حلیم ، بردباران . اَحلام